بر اين مورد اشكالات بسيار وارد شده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
1 - خود علماى اهل سنت گفتهاند كه على(علیه السلام) مشمول آيه تطهير است و طهارت ذاتى دارد، يعنى از هر رجس و پليدى و لهو و لعب و اخلاق رذيله منزه و مبراست.
و ديگر آنكه در آيه مباهله خداوند او را به منزله نفس پيامبر(صلی الله علیه واله) خوانده است. از طرف ديگر، او باب علم رسول الله بوده و اين همه در كتابهاى اهل سنت بيان شده است.
بنابراين، چگونه ممكن است عقل باور كند كه آن حضرت عملى انجام دهد كه به واسطه افعال و گفتار او رسول خدا(صلی الله علیه واله) غضبناك گردد؟ چگونه عقل باور مىكند كه مجسمه«اخلاق عظيم» بر كسى كه محبوب خداست غضب كند ؛ آن هم در امر مباحى كه خدا در قرآن مجيد در آن تبعيضى قائل نشده است. امر نكاح به حكم آيه سوم سوره نسأ: «فانكحوا ما طاب لكم من النسأ مثنى و ثلاث و رباع»، بين انبيأ و اوصيأ و جميع امت يكسان است. اگر بر فرض على(علیه السلام) چنين خيالى مىكرد كه زن ديگر بگيرد، طبق قرآن بر او جائز بود. رسول اكرم (صلی الله علیه واله) نيز براى يك امر مباح هرگز غضب نمىنمود و چنين كلماتى نمىفرمود.(41)
پس هر انسان عاقل بعد از تفكر درك مىكند كه اين حديث از موضوعات و ساختههاى امويها مىباشد كه اكابر علماى اهل سنت هم به اين امر اعتراف كردهاند.(42)
ابن ابى الحديد(43) از شيخ و استاد خود، ابى جعفر اسكافى بغدادى، نقل مىكند كه او گويد: معاوية بن ابى سفيان جمعى از صحابه و تابعين را معيّن كرده بود كه بر ضد على(علیه السلام) اخبارى جعل كنند و آن حضرت را مورد طعن و مذمت قرار دهند تا مردم از آن حضرت بيزارى بجويند.
از جمله اين كسان ابوهريره، عمرو بن عاص، مغيرة بن شعبة و عروة بن زبيرند.
ابوهريره كسى است كه حديث خواستگارى على (علیه السلام) را از ابوجهل روايت كرده است. آنگاه ابوجعفر اسكافى گويد: اين حديث مشهور است به روايت كرابيسى ؛ به اين معنا كه هر روايت بىاساس را كرابيسى مىخوانند. ابن ابى الحديد گويد: اين حديث در صحيحين بخارى و مسلم از مسور بن مخرمة الزحر، روايت شده است.





پاسخ با نقل قول
