خجل زده از حیوانات!


آیت الله قاضی فرمودند: گاه گنه‌کار فردای قیامت سرش را بالا نمی‌آورد. نه اینکه انسانِ دیگری را نبیند «یَومَ یَفِّرُ المَرءُ مِن أَخیه وَ صَاحِبَته وَ بَنِیه» همه از هم فرار می‌کنند، فرمودند: آنجا که فرار معنا ندارد؛ یعنی رویشان را بر می‌گردانند، دوستش او را نبیند، همسرش نبیند، فرزندش که پاره تنش بود نبیند، پدرش و مادرش نبینند، همه از هم فراری هستند.«یَومَ الحَسرَة» است.

گاهی انسان صورتش را بالا نمی‌آورد که چشمش به حیوانی نیفتد! ایشان فرمودند: در عالم مکاشفه، اعاظمی(بزرگانی) را دیدم، گفتم: ای

آقایان عزیز! ای اعاظم! ای بزرگان! حال آنجا چه حالی است؟ آن‌ها اظهار خشنودی می‌کردند ولی گفتند دلمان گرفته. پرسیدم: چرا شما که

خشنودید؟ گفتند: چون بعضی‌ها را می‌بینیم چشم‌ها پایین دوخته شده است. آقا جان چرا؟ چون این‌ها می‌ترسند چشمشان را بالا بیاورند،

چشمشان به چشم حیوانی بیفتد، آن حیوان، نگاه بد و معنا دار به آن‌ها کند؛ یعنی آنجا همه چیز معلوم می‌شود، نگاه حیوان را می‌فهمیم که

حیوان یک نگاهی می‌کند و می‌گوید: عجب! تویی؟ من که همین حیوان بودم امّا تو که ادعا می‌کردی اشرف مخلوقات هستی. به وسیله‌ی گناه

با خودت چه کردی؟ با حال خودت چه کردی؟ مقام خودت را چه طور پایین کشیدی که کالانعام شدی؟ (کاف، کاف تشبیه است.)

آیت الله مولوی قندهاری (اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند: اگر ذوالجلال و الاکرام کاف را بر سر «الاَنعام» نمی‌آورد شاید آن انعام به

ذوالجلال و الاکرام اشکال می‌کردند: ما که همین هستیم. لذا بلافاصله قرآن می‌فرماید: «بَل هُم اَضَل» اِی اَحسَنِ تَقویم! به کجا رسیدی که

حیوان به تو نگاه معنادار می‌کند؟! خودت را به چه فروختی؟ به گناه زودگذر؟! لذت زودگذر؟!