به هر حال مردم علیه عثمان انقلاب كردند و او را كشتند و معاویه كه همیشه خیال خلافت را در دماغ مى‏پروراند از كشته شدن عثمان استفاده تبلیغاتى كرد و نام خلیفه مظلوم، خلیفه شهید به عثمان داد و پیراهن عثمان را بلند كرد و وجهه‏ مظلومیت خلیفه پیغمبر را تقویت كرد و به مردم هم گفت: رأس و رئیس‏كشندگان عثمان على است كه بعد از عثمان‏ خلیفه شده و انقلابیون را هم پناه داده!چه گریه‏ها و اشكها كه‏ از مردم نگرفت!تمام مردم شام یعنى قبایلى از عرب كه بعد از فتح اسلام در شام سكنى كرده بودند یكدل و یك زبان گفتند كه در مقام انتقام و خونخواهى خلیفه مظلوم تا قطره آخر خون خود حاضریم و هر چه تو فرمان‏دهى ما اطاعت‏ مى‏كنیم،به این وسیله معاویه نیروى اسلام را علیه خود اسلام‏ تجهیز كرد!

در حقیقت علت نخست مبارزه امویان با اسلام رقابت‏ نژادى‏اى بود كه در سه نسل متوالى متراكم شده بود.علت‏ دیگر تباین قوانین اسلامى با نظام زندگى اجتماعى رؤساى‏ قریش مخصوصا امویها كه اسلام بر هم زننده آن زندگانى بود و قرآن این را اصلى كلى مى‏داند.امویها در عصر حكومت‏ عثمان بر بیت المال و مناصب دست یافتند.دو عامل ثروت و مناصب را در دست گرفتند.فقط یك عامل قوى و نیرومند را كسر داشتند كه دیانت بود.بعد از قتل عثمان،معاویه با یك‏ طرارى و زبردستى عجیبى بر این عامل هم دست یافت و آن‏ را هم استخدام كرد و اینجا بود كه توانست سپاهى به نام دین‏ و با نیروى دین علیه شخصى مانند على علیه السّلام تجهیز كند.

معاویه بعدها در زمان خلافتش با اجیر كردن روحانیون امثال‏ ابو هریره كاملا عامل روحانیت را علاوه بر عامل دیانت‏ استخدام كرد و به این اعتبار چهار عامل شد.

عامل سیاست و پستهاى سیاسى،عامل ثروت،عامل دیانت، عامل روحانیت.»

او به مدد این عوامل افكار عمومى را به خود متمایل كرد و مخالفت خود را با خاندان پیغمبر آشكار ساخت و به خلافت‏ على و فرزندانش پایان داد.و اسفناكتر آن كه فرزندش یزید كه به فسق مشهور بود جانشین خود قرار داد و مردمان را به‏ بیعت با او فراخواند.