هفتم ؛ قاليچه سليمان و لشكريان او، كه عبارت بودند از انس ، جن و پرندگان ؛ وقتى سليمان عليه السلام در هوا بر روى قاليچه بود، چون بر فراز قتلگاه حسين عليه السلام قرار گرفت ، باد قاليچه را سه دور چرخاند و بر زمين انداخت . سليمان باد را مورد سرزنش قرار داد، اما باد شروع به نوحه سرايى كرد و گفت : اى پيامبر خدا! اينجا محل شهادت حسين عليه السلام است ، تا آخر حديث .
هشتم ؛ ساحل حرزان ؛ وقتى به ابراهيم عليه السلام ملكوت آسمان ها و زمين ارائه شد و شبح حسين عليه السلام را ملاحظه كرد، بر آن حضرت گريه نمود.
نهم ؛ مجلس دوم ابراهيم ؛ آن حضرت وقتى خواست بت ها را بشكند، گفت : من ناخوش هستم يعنى براى آنچه بر حسين عليه السلام وارد مى شود.
دهم ؛ مجلس سوم ابراهيم عليه السلام زمانى كه به جاى فرزندش قوچى را قربانى كرد؛ امام رضا عليه السلام فرمود: خداوند عزوجل به ابراهيم عليه السلام دستور داد كه به جاى فرزندش اسماعيل ، قوچى را كه برايش فرستاده شده بود، ذبح كند. ابراهيم مايل بود فرزندش اسماعيل را به دست خودش ذبح كند و به او دستور ذبح گوسفند داده نمى شد تا به قلبش آن چيزى بازگردد كه به قلب پدرى باز مى گردد كه عزيزترين فرزندش را به دست خودش ذبح مى كند تا از اين طريق سزاوار ارتقاى درجات اهل ثواب بر مصيبت ها شود. آنگاه خداوند عزوجل وحى فرستاد اى ابراهيم ! كدام مخلوق من ، براى تو محبوب تر است ؟