
- کتاب خصائص الحسینیه
-
RE: کتاب خصائص الحسینیه
د - وقتى اسامه فرزند زيد در حال احتضار بود، امام حسين عليه السلام بر بالينش حاضر شد. آن مرد آهى كشيد و اظهار غم و افسوس كرد. امام گفت : اى برادر از چه ناراحت هستى ؟ گفت : شصت هزار درهم بدهى دارم . امام گفت : من پرداخت آن را بر عهده مى گيرم . گفت : دوست دارم در حالى كه زنده ام ، ادا شود. امام عليه السلام فورا آن را پرداخت كرد. آيا شايسته است چنين شخصيت مهربان و بارحم و مروتى آه بكشد و در حالت احتضار درخواست امور عديده پيش پا افتاده اى بكند و كسى پاسخى به او ندهد و حتى قطره اى آب به او ندهند. وا اسفاه بر تو، يا مولا يا سيدالشهداء...!!
ح - مرد باديه نشينى بر در خانه امام ايستاد و گفت : كسى كه در خانه تو را مى زند و به تو چشم اميد دارد، نااميد نمى شود. امام وارد خانه شد و چهار هزار دينار در رداى خود پيچيد و به خاطر شرم از او از پشت در به او داد و گفت : اين را بگير، از تو معذرت مى خواهم . بدان كه من غم تو را مى خورم . اگر بيش از اين داشتيم به تو مى داديم .
آن شخص گريه كرد. امام پرسيد: عطا را اندك دانستى ؟ گفت نه ، در اين فكرم كه چگونه خاك دست ذى جود تو را از تو مى گيرد. گريه آن عرب باديه نشين براى دفن دست آن حضرت در خاك بود. اما ما گريه مى كنيم براى اينكه شرم و حياى حسين عليه السلام به اندازه اى بود كه از كسى كه از ايشان درخواستى مى كند، با اينكه به اين درخواست پاسخ مثبت مى دهند، و به شخص مبلغ زيادى مى دهد، با اين وجود شرمنده مى شود. تصور كنيد امام چقدر شرمنده شدند وقتى كسى از روى اضطرار از ايشان درخواستى كرد و ايشان نتوانست به او پاسخ مثبت بدهد. همچنين وقتى دختر كوچكش از ايشان مقدارى آب خواست و همسرش براى طفل شيرخوارش اندكى آب طلب كرد حال آن حضرت چگونه بود؟!
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن