(آيه 192)- ولى از آنجا كه اسلام هميشه نيش و نوش و انذار و بشارت را با هم مىآميزد تا معجون سالم تربيتى براى گنهكاران فراهم كند در اين آيه راه بازگشت را به روى آنها گشوده مىفرمايد: «اگر (دست از شرك بردارند) و از جنگ خوددارى كنند، خداوند غفور و مهربان است» (فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ).
(آيه 193)- در اين آيه به هدف جهاد در اسلام اشاره كرده مىفرمايد: «با آنها پيكار كنيد تا فتنه از ميان برود» (وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ).
«و دين مخصوص خدا باشد» (وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ).
سپس اضافه مىكند: «اگر آنها (از اعتقاد و اعمال نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنان نشويد زيرا) تعدى جز بر ستمكاران روا نيست» (فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ).
در ظاهر سه هدف براى جهاد در اين آيه ذكر شده، از ميان بردن فتنهها و محو شرك و بتپرستى، و جلوگيرى از ظلم و ستم.
مسأله جهاد در اسلام:
از آنجا كه هميشه افراد زورمند و خودكامه و فرعونها و نمرودها و قارونها اهداف انبياء را مزاحم خويش مىديدهاند در برابر آن ايستاده و جز به محو دين و آيين خدا راضى نبودند. از طرفى دينداران راستين در عين تكيه بر عقل و منطق و اخلاق بايد در مقابل اين گردنكشان ظالم و ستمگر بايستند و راه خود را با مبارزه و در هم كوبيدن آنان به سوى جلو باز كنند.
اصولا جهاد يك قانون عمومى در عالم حيات است. و تمام موجودات زنده براى بقاى خود، با عوامل نابودى خود در حال مبارزهاند. به هر حال يكى از افتخارات ما مسلمانان آميخته بودن دين با مسأله حكومت و داشتن دستور جهاد در برنامههاى دينى است. منتهى جهاد اسلامى اهدافى را تعقيب مىكند و آنچه ما را از ديگران جدا مىسازد همين است. چنانكه در آيات فوق خوانديم جهاد در اسلام براى چند هدف مجاز شمرده شده است.
1- جهاد براى خاموش كردن فتنهها-
و به تعبير ديگر جهاد ابتدايى آزاديبخش. مىدانيم: خداوند دستورها و برنامههايى براى سعادت و آزادى و تكامل و خوشبختى و آسايش انسانها طرح كرده است، و پيامبران خود را موظف ساخته كه اين دستورها را به مردم ابلاغ كنند، حال اگر فرد يا جمعيتى ابلاغ اين فرمانها را مزاحم منافع پست خود ببيند و بر سر راه دعوت انبياء موانعى ايجاد نمايد آنها حق دارند نخست از طريق مسالمت آميز و اگر ممكن نشد با توسل به زور اين موانع را از سر راه دعوت خود بردارند و آزادى تبليغ را براى خود كسب كنند. تا مردم از قيد اسارت و بردگى فكرى و اجتماعى آزاد گردند.
2- جهاد دفاعى-
تمام قوانين آسمانى و بشرى به شخص يا جمعيتى كه مورد هجوم واقع شده حق مىدهد براى دفاع از خويشتن به پا خيزد و آنچه در قدرت دارد به كار برد، و از هر گونه اقدام منطقى براى حفظ موجوديت خويش فروگذار نكند اين نوع جهاد را، جهاد دفاعى مىنامند.
جنگهايى مانند جنگ احزاب واحد و موته و تبوك و حنين و بعضى ديگر از غزوات اسلامى جزء اين بخش از جهاد بوده و جنبه دفاعى داشته است.
3- جهاد براى محو شرك و بت پرستى-
اسلام در عين اين كه آزادى عقيده را محترم مىشمرد هيچ كس را با اجبار دعوت به سوى اين آيين نمىكند، به همين دليل به اقوامى كه داراى كتاب آسمانى هستند، فرصت كافى مىدهد كه با مطالعه و تفكر، آيين اسلام را بپذيرند، و اگر نپذيرفتند با آنها به صورت يك «اقليت» هم پيمان (اهل ذمه) معامله مىكند، و با شرايط خاصى كه نه پيچيده است و نه مشكل با آنها همزيستى مسالمتآميز برقرار مىكند. در عين حال نسبت به شرك و بت پرستى، سختگير است. زيرا، شرك و بت پرستى نه دين است و نه آيين، بلكه يك خرافه است و انحراف و حماقت و در واقع يك نوع بيمارى فكرى و اخلاقى كه بايد به هر قيمت ممكن آن را ريشه كن ساخت.
از آنچه تاكنون گفتيم روشن مىشود كه اسلام جهاد را با اصول صحيح و منطق عقل هماهنگ ساخته است. ولى مىدانيم دشمنان اسلام- مخصوصا ارباب كليسا و مستشرقان مغرض- با تحريف حقايق، سخنان زيادى بر ضد مسأله جهاد اسلامى ايراد كردهاند، و به اين قانون الهى سخت هجوم بردهاند، بنظر مىرسد وحشت آنها از پيشرفت اسلام در جهان، بخاطر معارف قوى و برنامههاى حساب شده، سبب شده كه از اسلام چهره دروغين وحشتناكى بسازند، تا جلو پيشرفت اسلام را در جهان بگيرند.
4- جهاد براى حمايت از مظلومان-
حمايت از مظلومان در مقابل ظالمان در اسلام يك اصل است كه بايد مراعات شود، حتى اگر به جهاد منتهى گردد، اسلام اجازه نمىدهد مسلمانان در برابر فشارهايى كه به مظلومان جهاد وارد مىشود بىتفاوت باشند، و اين دستور يكى از ارزشمندترين دستورات اسلامى است كه از حقانيت اين آيين خبر مىدهد.





