(آيه 188)- اين آيه اشاره به يك اصل كلى و مهم اسلامى مىكند كه در تمام مسائل اقتصادى حاكم است، و به يك معنى مىشود تمام ابواب فقه اسلامى را در بخش اقتصاد زير پوشش آن قرار داد، نخست مىفرمايد: «اموال يكديگر را در ميان خود به باطل و ناحق نخوريد» (وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ) «1» مفهوم آيه فوق عموميت دارد و هر گونه تصرف در اموال ديگران از غير طريق صحيح و به ناحق مشمول اين نهى الهى است. و تمام معاملاتى كه هدف صحيحى را تعقيب نمىكند و پايه و اساس عقلايى ندارد مشمول اين آيه است.
جالب اين كه قرار گرفتن آيه مورد بحث بعد از آيات روزه (182- 187) نشانهيك نوع همبستگى در ميان اين دو است، در آنجا نهى از خوردن و آشاميدن بخاطر انجام يك عبادت الهى مىكند و در اينجا نهى از خوردن اموال مردم به ناحق (كه اين هم نوع ديگرى از روزه و رياضت نفوس است) و در واقع هر دو شاخههايى از تقوا محسوب مىشود، همان تقوايى كه به عنوان هدف نهايى روزه معرفى شده است.
سپس در ذيل آيه، انگشت روى يك نمونه بارز «اكل مال به باطل» (خوردن اموال مردم به ناحق) گذاشته كه بعضى از مردم آن را حق خود مىشمرند به گمان اين كه به حكم قاضى، آن را به چنگ آوردهاند، مىفرمايد: «براى خوردن قسمتى از اموال مردم به گناه و بخشى از آن را به قضات ندهيد در حالى كه مىدانيد» (وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
رشوهخوارى بلاى بزرگ جامعهها!
يكى از بلاهاى بزرگى كه از قديمترين زمانها دامنگير بشر شده و امروز با شدت بيشتر ادامه دارد بلاى رشوه خوارى است كه يكى از بزرگترين موانع اجراى عدالت اجتماعى بوده و هست. و سبب مىشود قوانين كه قاعدتا بايد حافظ منافع طبقات ضعيف باشد، به سود مظالم طبقات نيرومند كه بايد قانون آنها را محدود كند به كار بيفتد.
بديهى است كه اگر باب رشوه گشوده شود قوانين درست نتيجه معكوس خواهد داد و قوانين بازيچهاى در دست اقويا براى ادامه ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ضعفا خواهد شد. لذا در اسلام رشوه خوارى يكى از گناهان كبيره محسوب مىشود.
ولى قابل توجه است كه زشتى رشوه سبب مىشود كه اين هدف شوم در لابلاى عبارات و عناوين فريبنده ديگر انجام گيرد و رشوه خوار و رشوه دهنده از نامهايى مانند هديه، تعارف، حق الزحمه و انعام استفاده كنند. ولى اين تغيير نامها به هيچ وجه تغييرى در ماهيت آن نمىدهد و در هر صورت پولى كه از اين طريق گرفته مىشود حرام و نامشروع است.
در نهج البلاغه در داستان هديه آوردن «اشعث بن قيس» مىخوانيم كه: او براى پيروزى بر طرف دعواى خود در محكمه عدل على عليه السّلام متوسل به رشوه شد و شبانه ظرفى پر از حلواى لذيذ به در خانه على عليه السّلام آورد و نام آن را هديه گذاشت على عليه السّلام برآشفت و فرمود: «سوگواران بر عزايت اشك بريزند، آيا با اين عنوان آمدهاى كه مرا فريب دهى و از آيين حق باز دارى؟ ... به خدا سوگند اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمانهاى آنها است به من دهند كه پوست جوى را از دهان مورچهاى به ظلم بگيرم هرگز نخواهم كرد، دنياى شما از برگ جويدهاى در دهان ملخ براى من كم ارزشتر است على را با نعمتهاى فانى و لذتهاى زود گذر چه كار؟ ...»
اسلام رشوه را در هر شكل و قيافهاى محكوم كرده است، در تاريخ زندگى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىخوانيم كه: به او خبر دادند يكى از فرماندارانش رشوهاى در شكل هديه پذيرفته، حضرت برآشفت و به او فرمود: كيف تأخذ ما ليس لك بحقّ: «چرا آن كه حق تو نيست مىگيرى»؟ او در پاسخ با معذرتخواهى گفت: «آنچه گرفتم هديهاى بود اى پيامبر خدا» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «اگر شما در خانه بنشينيد و از طرف من فرماندار محلى نباشيد آيا مردم به شما هديه مىدهند؟! سپس دستور داد هديه را گرفتند و در بيت المال قرار دادند و وى را از كار بر كنار كرد».
چه خوبست مسلمانان از كتاب آسمانى خود الهام بگيرند و همه چيز را پاى بت رشوه خوارى قربانى نكنند.





