(آيه 195)- در سومين بيان روشن مى‏سازد كه آنها حتى از بندگان خود پست‏تر و ناتوانترند: خوب بنگريد «آيا آنها لا اقل همانند شما پاهايى دارند كه با آن راه بروند» (أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها).

«يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند و كارى انجام دهند» (أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها). «يا چشمهايى دارند كه با آن ببينند» (أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها).

«يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند» (أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها).

به اين ترتيب آنها به قدرى ضعيفند، كه حتى براى جابه‏جا شدن نياز به كمك شما دارند و براى دفاع از موجوديت خود، نيازمند به حمايت هستند.

سر انجام در پايان آيه ضمن تعبير ديگرى كه در حكم چهارمين استدلال است مى‏گويد: اى پيامبر! «بگو: اين معبودهايى را كه شما شريك خدا قرار داده‏ايد بر ضد من بخوانيد و همگى دست به دست هم دهيد و براى من تا آنجا كه مى‏توانيد نقشه بكشيد و در اين كار هيچ گونه تأخير روا مداريد» ببينيم با اين حال كارى از همه شما ساخته است؟ (قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ).

يعنى اگر من دروغ مى‏گويم و آنها مقربان خدا هستند و من به حريم احترامشان جسارت كرده‏ام، پس چرا آنها بر من غضب نمى‏كنند.

(آيه 196)- معبودهاى بى‏ارزش: در تعقيب آيه گذشت كه به مشركان مى‏گفت: شما و بتهايتان نمى‏توانيد كوچكترين زيانى به من برسانيد، در اين آيه به دليل آن اشاره كرده، مى‏گويد: «ولىّ و سرپرست و تكيه گاه من خدايى است كه اين كتاب آسمانى را بر من نازل كرده است» (إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ).

نه تنها من، «او همه صالحان و شايستگان را حمايت و سرپرستى مى‏كند و مشمول لطف و عنايتش قرار مى‏دهد» (وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ).

(آيه 197)- سپس بار ديگر به تأكيد روى دلايل بطلان بت پرستى پرداخته، مى‏گويد: «معبودهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد كارى از آنها ساخته نيست، نمى‏توانند شما را يارى كنند و نه خودشان را» (وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ).

(آيه 198)- و از اين بالاتر «اگر از آنها هدايت خويشتن را در مشكلات بخواهيد، آنها حتى حرف شما را نمى‏شنوند»! (وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى‏ لا يَسْمَعُوا).

و حتى «آنها را مى‏بينى كه (با چشمهاى مصنوعيشان) گويا به تو نگاه مى‏كنند، ولى در حقيقت نمى‏بينند» (وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ).

مضمون دو آيه اخير در آيات گذشته نيز آمده بود، و اين تكرار به خاطر تأكيد هر چه بيشتر روى مسأله مبارزه با بت پرستى و ريشه كن كردن نفوذ آن در روح و فكر مشركان از طريق تلقين مكرر است.