مختصری از فضایل و مناقب امام هادی (علیه‌السلام)

به متوکل گفتند این چه کاری است که تو با خود می‌کنی، هر وقت علی بن محمد به منزل تو وارد می‌شود هر کسی که در سرای توست به او خدمت می‌کند تا حدی که نمی‌گذارند خودش پرده را بلند کند و در را باز نماید. چون مردم اینها را مشاهده می‌کنند می‌گویند: اگر خلیفه او را برای خلافت مستحق نمی‌دانست این گونه رفتار با او نمی‌نمود. متوکل دستور داد که دیگر کسی پرده برای آنحضرت بلند نکند. کسی که گزارش کارها را به متوکل می‌داد برای او نوشت: هنگامی که علی بن محمد (علیه‌السلام) داخل خانه شد کسی پرده را از جلوی او بلند نکرد اما ناگاه بادی وزید به حدّی که پرده را بلند کرده آن حضرت وارد شد و به هنگام بیرون رفتن هم، بادی بر خلاف باد اولی وزید و پرده را بلند کرده آن حضرت بدون تعب بیرون رفت. متوکل دید که در این کار، فضیلتِ حضرت ظاهر می‌شود، فرمان داد تا به دستور سابق رفتار کرده و پرده از پیش او بلند کنند.
لشکریان حضرت

قطب راوندی روایت کرده که متوکل یا واثق یا یکی دیگر از خلفاء امر کرد لشکر خود را ـ که نود هزار از اتراک در سامراء بودند ـ تا هر کدام توبره‌ی اسب خود را از گل سرخ پر کنند و در میان بیابان وسیعی در موضعی روی هم بریزند. ایشان چنین کردند. به منزله‌ی کوه بزرگی شد و اسم او را تل مخالی نهادند. آن‌گاه بالای او رفت و امام علی النقی (علیه‌السلام) را طلبید و گفت: شما را اینجا خواستم تا لشکر مرا مشاهده کنی و امر کرده بود لشکریان را تا با زینت و اسلحه‌ی تمام حاضر باشند و غرضش آن بود که شوکت و اقتدار خود را به حضرت نشان دهد تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت او قصد خروج بر او نماید.