(آيه 104)- در اين آيه اشاره به دليل و منطق آنها در اين تحريمهاى نابجا و بىمورد كرده، مىگويد: «هنگامى كه به آنها گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بياييد، آنها از اين كار سر باز زده، مىگويند همان رسوم و آداب نياكان ما، ما را بس است»! (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا).
در حقيقت خلافكاريها و بتپرستيهاى آنها از يك نوع بتپرستى ديگر يعنى تسليم بدون قيد و شرط در برابر آداب و رسوم خرافى نياكان سر چشمه مىگرفت قرآن صريحا به آنها پاسخ مىگويد: كه «مگر نه اين است كه پدران آنها دانشى نداشتند و هدايت نيافته بودند» (أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ).
بنابراين، كار شما مصداق روشن تقليد «جاهل» از «جاهل» است كه در ميزان عقل و خرد بسيار ناپسند مىباشد؟
(آيه 105)- هر كس مسؤول كار خويش است! در آيه قبل سخن از تقليد كوركورانه مردم عصر جاهليت از نياكان گمراه، به ميان آمد و قرآن به آنها صريحا اخطار كرد كه چنين تقليدى، با عقل و منطق سازگار نيست، به دنبال اين موضوع طبعا اين سؤال در ذهن آنها مىآمد كه اگر ما حسابمان را از نياكانمان در اينگونه مسائل جدا كنيم، پس سرنوشت آنها چه خواهد شد، به علاوه اگر ما دست از چنان تقليدى برداريم سرنوشت بسيارى مردم كه تحت تأثير چنين تقاليدى هستند، چه مىشود، آيه شريفه در پاسخ اين گونه سؤالات مىگويد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما مسؤول خويشتنيد، اگر شما هدايت يافتيد گمراهى ديگران (اعم از نياكان و يا دوستان و بستگان هم عصر شما) لطمهاى به شما نخواهد زد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ).
سپس اشاره به موضوع رستاخيز و حساب و رسيدگى به اعمال هر كس كرده، مىگويد: «بازگشت همه شما به سوى خداست، و به حساب هر يك از شما جداگانه رسيدگى مىكند، و شما را از آنچه انجام مىداديد آگاه مىسازد» (إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).





