(آيه 102)- در اين آيه براى تأكيد مطلب مى‏گويد: «بعضى از اقوام پيشين، اين گونه سؤالات را داشتند و به دنبال پاسخ آنها به مخالفت و عصيان برخاستند» (قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ).

و در پايان اين بحث ذكر اين نكته را لازم مى‏دانيم كه آيه‏هاى فوق به هيچ وجه راه سؤالات منطقى و آموزنده و سازنده را به روى مردم نمى‏بندد، بلكه منحصرا مربوط به سؤالات نابجا و جستجو از امورى است كه نه تنها مورد نياز نيست بلكه مكتوم ماندن آن بهتر و حتى گاهى لازم است.

(آيه 103)- در اين آيه، اشاره به چهار «بدعت» نابجا شده كه در ميان عرب جاهلى معمول بود، آنها بر پاره‏اى از حيوانات به جهتى از جهات علامت و نامى گذارده و خوردن گوشت آن را ممنوع مى‏ساختند و يا حتى خوردن شير و چيدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمى‏شمردند، يعنى عملا حيوان را بلااستفاده و بيهوده رها مى‏ساختند.

قرآن مجيد مى‏گويد: «خداوند هيچ يك از اين احكام را به رسميت نمى‏شناسد، نه بحيرةاى قرار داده و نه سائبة و نه وصيلة و نه حام (ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ).
و اما توضيح اين چهار نوع حيوان:

1- بحيره به حيوانى مى‏گفتند كه پنج بار زاييده بود و پنجمين آنها ماده و به روايتى نر بود، گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مى‏دادند و آن را به حال خود آزاد مى‏گذاشتند و از كشتن آن صرف نظر مى‏كردند.

2- سائبه شترى بوده كه دوازده- و به روايتى ده- بچه مى‏آورد، آن را آزاد مى‏ساختند و حتى كسى سوار بر آن نمى‏شد، تنها گاهى از شير آن مى‏دوشيدند و به ميهمان مى‏دادند.

3- وصيله به گوسفندى مى‏گفتند كه هفت بار فرزند مى‏آورد و به روايتى به گوسفندى مى‏گفتند: كه دوقلو مى‏زاييد، كشتن چنان گوسفندى را نيز حرام مى‏دانستند.

4- حام به حيوان نرى مى‏گفتند كه ده بار از آن براى تلقيح حيوانات ماده استفاده مى‏كردند و هر بار فرزندى از نطفه آن به وجود مى‏آمد.

كوتاه سخن اين كه منظور حيواناتى بوده كه در واقع خدمات فراوان و مكررى به صاحبان خود از طريق «انتاج» مى‏كردند، و آنها هم در مقابل يك نوع احترام و آزادى بر اين حيوانات قائل مى‏شدند.

سپس مى‏فرمايد: «افراد كافر و بت‏پرست اينها را به خدا نسبت مى‏دادند و مى‏گفتند: قانون الهى است» (وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ).

«و اكثر آنها در اين باره كمترين فكر و انديشه‏اى نمى‏كردند و عقل خود را به كار نمى‏گرفتند» بلكه كوركورانه از ديگران تقليد مى‏نمودند (وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ).