سوره بقره [2] - صفحه 15
صفحه 15 از 21 نخستنخست ... 51314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 205

موضوع: سوره بقره [2]

  1. #141
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 208)- صلح جهانى تنها در سايه ايمان! بعد از اشاره به دو گروه (گروه مؤمنان بسيار خالص و منافقان مفسد) در آيات گذشته، همه مؤمنان را در اين آيه مخاطب ساخته مى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، همگى در صلح و آشتى درآييد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً).

    از مفهوم اين آيه چنين استفاده مى‏شود كه صلح و آرامش تنها در پرتو ايمان‏ امكان پذير است. اصولا در مقابل عوامل پراكندگى (زبان و نژاد و ...) يك حلقه محكم اتصال در ميان قلوب بشر لازم است، اين حلقه اتصال تنها ايمان به خدا است كه مافوق اين اختلافات است.
    سپس مى‏افزايد: «از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شما است» (وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ).

    در اينجا نيز اين حقيقت تكرار شده كه انحراف از صلح و عدالت و تسليم شدن در برابر انگيزه‏هاى دشمنى و عداوت و جنگ و خونريزى از مراحل ساده و كوچك شروع مى‏شود، و به مراحل حاد و خطرناك منتهى مى‏گردد.
    جمله إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ متضمن استدلال زنده و روشنى است، مى‏گويد دشمنى شيطان با شما چيزى مخفى و پوشيده نيست، او از آغاز آفرينش آدم براى دشمنى با او كمر بست، با اين حال چگونه تسليم وسوسه‏هاى او مى‏شويد!

  2. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  3. #142
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 209)- در اين آيه به همه مؤمنان هشدار مى‏دهد كه «اگر بعد از (اين همه) نشانه‏ها و برنامه‏هاى روشن كه به سراغ شما آمده لغزش كنيد و تسليم وسوسه‏هاى شيطان شويد و گامى بر خلاف صلح و سلام برداريد بدانيد (از پنجه عدالت خداوند فرار نتوانيد كرد) چرا كه خداوند توانا و شكست‏ناپذير و حكيم است» (فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ).
    برنامه روشن، راه روشن و مقصد هم معلوم است با اين حال جايى براى لغزش و قبول وسوسه‏هاى شيطانى نيست! اگر منحرف شويد قطعا مقصر خود شماييد و بدانيد خداوند قادر حكيم شما را مجازات عادلانه خواهد كرد.

    (آيه 210)- اين آيه گر چه از آيات پيچيده قرآن بنظر مى‏رسد لكن دقت روى تعبيرات آن ابهام را بر طرف مى‏سازد، در اينجا روى سخن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است، مى‏فرمايد: «آيا آنها انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان در سايه‏هاى ابرها به سوى آنها بيايند» و دلايل ديگرى در اختيارشان بگذارند با اين كه چنين چيزى محال است و به فرض كه محال نباشد چه ضرورتى دارد (هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ).» در حالى كه كار پايان گرفته است» (وَ قُضِيَ الْأَمْرُ).

    در اين كه منظور از پايان گرفتن كار چيست؟ آنچه به نظر مى‏رسد اين است كه اشاره به نزول عذاب الهى به كافران لجوج باشد زيرا ظاهر آيه مربوط به اين جهان است.
    و در پايان آيه مى‏فرمايد: «و همه كارها به سوى خدا باز مى‏گردد» (وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).
    امور مربوط به ارسال پيامبران و نزول كتابهاى آسمانى و تبيين حقايق بازگشت به او مى‏كند همان گونه كه امر حساب و مجازات و كيفر و پاداش به او باز مى‏گردد.

    رؤيت خداوند-
    بى‏شك مشاهده حسى تنها در مورد اجسامى صورت مى‏گيرد كه داراى رنگ و مكان و محل است بنابراين، در مورد ذات خداوند كه مافوق زمان و مكان است معنى ندارد ذات پاك او نه در دنيا با اين چشم ديده مى‏شود و نه در آخرت دلايل عقلى اين مسأله به قدرى روشن است كه ما را بى‏نياز از شرح و بسط مى‏كند.
    البته مشاهده خداوند با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم در جهان ديگر و مسلما در قيامت كه ذات پاك او ظهور و بروز قوى‏ترى دارد اين مشاهده قوى‏تر خواهد بود «1».

  4. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  5. #143
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 211)- اين آيه در حقيقت، يكى از مصاديق آيات گذشته است، چرا كه در آيات گذشته سخن از مؤمنان و كافران و منافقان بود، كافرانى كه بر اثر لجاجت، آيات و دلايل روشن را ناديده گرفته به بهانه جويى مى‏پرداختند، و بنى اسرائيل يكى از مصاديق واضح اين معنى هستند مى‏فرمايد: «از بنى اسرائيل بپرس، چه نشانه‏هاى روشنى به آنها داديم؟» ولى آنها اين نشانه‏هاى روشن را ناديده گرفتند، و نعمتهاى الهى را در راه غلط صرف كردند (سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ).

    سپس مى‏افزايد: «كسى كه نعمت خدا را بعد از آن كه به سراغ او آمد تبديل كند (و از آن سوء استفاده نمايد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد) زيرا خداوندشديد العقاب است» (وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ).

    منظور از تبديل نعمت اين است كه انسان امكانات و منابع مادى و معنوى را كه در اختيار دارد، در مسيرهاى انحرافى و گناه به كار گيرد، مسأله تبديل نعمت، و سرنوشت دردناك ناشى از آن منحصر به بنى اسرائيل نيست، هم اكنون دنياى صنعتى گرفتار اين بدبختى بزرگ است زيرا با اين كه خداوند مواهب و نعمتها و امكاناتى در اختيار انسان امروز قرار داده كه در هيچ دورانى از تاريخ سابقه نداشته، ولى بخاطر دورى از تعليمات الهى پيامبران گرفتار تبديل نعمت شده و آنها را به صورت وحشتناكى در راه فنا و نيستى خود به كار گرفته و از آن مخربترين سلاحها، براى ويرانى جهان ساخته و يا از قدرت مادى خويش براى توسعه ظلم و استعمار و استثمار بهره گرفته و دنيا را به جايگاهى ناامن از هر نظر مبدل كرده است.

  6. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  7. #144
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    آيه 212-

    شأن نزول:
    ابن عباس مفسر معروف مى‏گويد: اين آيه در باره اقليت اشرافى و رؤساى قريش نازل شد كه زندگى بسيار مرفهى داشتند، و جمعى از مؤمنان ثابت قدم كه از نظر زندگى مادى فقير و تهيدست بودند را به باد استهزاء مى‏گرفتند و مى‏گفتند: اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شخصيتى داشت و از طرف خدا بود، اشراف بزرگان از او پيروى مى‏كردند، آيه نازل شد و به سخنان بى‏اساس آنها پاسخ داد.

    تفسير:
    شأن نزول اين آيه مانع از آن نيست كه يك قاعده كلى و عمومى از آن استفاده كرده يا آن را مكمل آيه پيشين در باره يهود بدانيم آيه مى‏گويد: «زندگى دنيا براى كافران زينت داده شده است» (زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا).
    لذا از باده غرور سرمست شده «و افراد با ايمان را كه احيانا دستشان تهى است به باد مسخره مى‏گيرند» (وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا).

    اين در حالى است كه «اين افراد با ايمان و تقوا در قيامت برتر از آنها هستند» آنها در اعلى عليين بهشتند و اينها در دركات جهنم (وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ).

    زيرا در آن جهان مقامات معنوى صورت عينى به خود مى‏گيرد و مؤمنان در درجات بالايى قرار خواهند گرفت، آنها گويى بر فراز آسمانها سير مى‏كنند در حالى‏ كه اينها در اعماق زمين مى‏روند و اين جاى تعجب نيست «زيرا خداوند هر كس را بخواهد بى‏حساب روزى مى‏دهد» (وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ).

    اينها در حقيقت بشارت و آرامشى است براى مؤمنان فقير و هشدار و تهديدى است براى ثروتمندان مغرور و بى‏ايمان.
    بى‏حساب بودن روزى خداوند نسبت به افراد با ايمان اشاره به اين است كه هرگز پاداشها و مواهب الهى به اندازه اعمال ما نيست بلكه مطابق كرم و لطف او است و مى‏دانيم لطف و كرمش حد و حدودى ندارد.

  8. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  9. #145
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 213)- بعد از بيان حال مؤمنان و منافقان و كفار در آيات پيشين، در اين آيه به سراغ يك بحث اصولى و كلى و جامع در مورد پيدايش دين و مذهب و اهداف و مراحل مختلف آن مى‏رود نخست مى‏فرمايد: «انسانها (در آغاز) همه امت واحدى بودند» (كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً).

    و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت، زندگى بشر و اجتماع او ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگيزه‏هاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود.

    (اين مرحله اول زندگى انسانها بود) سپس زندگى انسانها شكل اجتماعى به خود گرفت زيرا انسان براى تكامل آفريده شده و تكامل او تنها در دل اجتماع تأمين مى‏گردد (و اين مرحله دوم زندگى انسانها بود) ولى به هنگام ظهور اجتماع، اختلافها و تضادها به وجود آمد چه از نظر ايمان و عقيده، و چه از نظر عمل و تعيين حق و حقوق هر كس و هر گروه در اجتماع، و اينجا بشر تشنه قوانين و تعليمات انبياء و هدايتهاى آنها مى‏گردد تا به اختلافات او در جنبه‏هاى مختلف پايان دهد (و اين مرحله سوم بود) در اينجا «خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند» (فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ). و اين مرحله چهارم بود.

    در اينجا انسانها با هشدارهاى انبياء و توجه به مبدء و معاد و جهان ديگر كه در آنجا پاداش و كيفر اعمال خويش را در مى‏يابند براى گرفتن احكام و قوانين الهى آمادگى پيدا كردند و لذا مى‏فرمايد: «خداوند با آنها كتاب آسمانى به حق نازل كرد تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند حكومت كند» (وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ).
    و به اين ترتيب ايمان به انبياء و تمسك به تعليمات آنها و كتب آسمانى، آبى بر آتش اختلافات فرو ريخت و آن را خاموش ساخت- و اين مرحله پنجم بود.

    اين وضع مدتى ادامه يافت ولى كم كم وسوسه‏هاى شيطانى و امواج خروشان هواى نفس، كار خود را در ميان گروهى كرد لذا آيه مى‏فرمايد: «در آن اختلاف نكردند مگر كسانى كه كتاب آسمانى را دريافت داشته بودند و بينات و نشانه‏هاى روشن به آنها رسيده بود. آرى! آنها، بخاطر انحراف از حق و ستمگرى در آن اختلاف كردند» (وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ). و اين مرحله ششم بود.

    در اينجا مردم به دو گروه تقسيم شدند مؤمنان راستين كه در برابر حق تسليم بودند آنها براى پايان دادن به اختلافات جديد به كتب آسمانى و تعليمات انبياء باز گشتند و به حق رسيدند و لذا مى‏فرمايد: «خداوند مؤمنان از آنها را به حقيقت آنچه در آن اختلاف داشتند به فرمان خود هدايت فرمود» در حالى كه افراد بى‏ايمان و ستمگر خود خواه همچنان در گمراهى و اختلاف باقى ماندند (فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ). و اين مرحله هفتم بود.

    و در پايان آيه مى‏فرمايد: «خداوند هر كه را بخواهد و لايق ببيند به راه مستقيم هدايت مى‏كند» (وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ).

    اشاره به اين كه مشيت الهى كه آميخته با حكمت او است گزاف و بى‏حساب نيست و از هر گونه تبعيض ناروا بر كنار است. تمام كسانى كه داراى نيت پاك و روح تسليم در برابر حقند مشمول هدايتهاى او مى‏شوند، اشتباهات عقيدتى آنها اصلاح مى‏گردد و از روشن بينيهاى مخصوصى بر خوردار مى‏شوند و آنها را از اختلافات و مشاجرات دنيا پرستان بى‏ايمان بر كنار مى‏دارد و آرامش روح و اطمينان خاطر و سلامت جسم و جان به آنها مى‏بخشد.

  10. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  11. #146
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    آيه 214-

    شأن نزول:
    بعضى از مفسران گفته‏اند: هنگامى كه در جنگ‏ احزاب ترس و خوف و شدت بر مسلمانان غالب شد و در محاصره قرار گرفتند اين آيه نازل شد و آنان را به صبر و استقامت دعوت نمود و يارى نصرت به آنها داد.

    تفسير:
    از اين آيه چنين بر مى‏آيد كه جمعى از مؤمنان مى‏پنداشتند كه عامل اصلى ورود در بهشت تنها اظهار ايمان به خدا است بى‏آن‏كه تلاش و كوششى به خرج دهند، قرآن در برابر اين تفكر نادرست مى‏فرمايد: «آيا گمان كرديد داخل بهشت مى‏شويد بى‏آن‏كه حوادثى همچون حوادث سخت گذشتگان به شما برسد» (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ).

    «همانها كه شدايد و زيانهاى فراوان به آنها رسيد و آنچنان ناراحت و متزلزل شدند كه پيامبر الهى و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: پس يارى خدا كجاست!» (مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ).
    البته آنها اين جمله را به عنوان اعتراض و ايراد نمى‏گفتند بلكه به عنوان تقاضا و انتظار مطرح مى‏كردند. و چون آنها نهايت استقامت خود را در برابر اين حوادث به خرج دادند و دست به دامن الطاف الهى زدند به آنها گفته شد «آگاه باشيد يارى خدا نزديك است» (أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ).

    در حقيقت اين آيه به يكى از سنن الهى كه در همه اقوام جارى بوده است اشاره مى‏كند و به مؤمنان در همه قرون و اعصار هشدار مى‏دهد كه براى پيروزى و موفقيت و نايل شدن به مواهب بهشتى، بايد به استقبال مشكلات بروند و فداكارى كنند و اين آزمونى است كه مؤمنان را پرورش مى‏دهد.

  12. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  13. #147
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    آيه 215-

    شأن نزول:
    «عمرو بن جموح» پيرمردى بزرگ و ثروتمند بود به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد از چه چيز صدقه بدهم و به چه كسانى؟ اين آيه نازل شد و به او پاسخ گفت.

    تفسير:
    در قرآن مجيد آيات فراوانى در باره انفاق و بخشش در راه خدا آمده است همين امر سبب مى‏شد كه در باره جزئيات از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كنند لذا در آيه مورد بحث مى‏فرمايد: «از تو سؤال مى‏كنند چه چيز را انفاق كنند» (يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ).

    سپس مى‏افزايد: «بگو هر خير و نيكى (و هر گونه سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه، بايد باشد» (قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ).
    مسلما ذكر اين پنج طايفه به عنوان بيان مصداقهاى روشن است و گر نه منحصر به آنها نمى‏باشد.

    و در پايان آيه مى‏فرمايد: «و هر كار خيرى انجام مى‏دهيد خداوند از آن آگاه است» (وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ).
    لزومى ندارد تظاهر كنيد، و مردم را از كار خويش آگاه سازيد، چه بهتر كه براى اخلاص بيشتر انفاقهاى خود را پنهان سازيد، زيرا كسى كه پاداش مى‏دهد از همه چيز با خبر است و كسى كه جزا به دست اوست حساب همه نزد او است.
    جمله «وَ ما تَفْعَلُوا» معنى وسيعى دارد كه تمام اعمال خير را شامل مى‏شود.

    و جمله «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ» (آنچه از نيكيها انفاق مى‏كنيد) مى‏گويد: انفاق از هر موضوع خوبى مى‏تواند باشد، و تمام نيكيها را شامل مى‏شود از اموال باشد يا خدمات، از موضوعات مادى باشد يا معنوى.
    در ضمن تعبير به «خير» نشان مى‏دهد كه مال و ثروت ذاتا چيز بدى نيست، بلكه يكى از بهترين وسايل خير است، مشروط بر اين كه به نيكى از آن بهره‏گيرى شود.

  14. #148
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 216)- آيه گذشته عمدتا در مورد انفاق اموال بود و در اين آيه سخن از انفاق جانها در راه خدا است و اين هر دو در ميدان فداكارى دوش به دوش يكديگر قرار دارند. مى‏فرمايد: «جنگ (با دشمن) بر شما مقرر شده است در حالى كه از آن اكراه داريد» (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ).
    تعبير به «كُتِبَ» (نوشته شده) اشاره به حتمى بودن و قطعى بودن اين فرمان الهى است.

    براى انسانهاى معمولى يك امر طبيعى است كه جنگ و لو با دشمن و در راه خدا خوشايند نيست زيرا در جنگ هم تلف اموال و هم نفوس و هم جراحتها و مشقتها است البته براى عاشقان شهادت در راه حق و كسانى كه در سطح بالايى از معرفت قرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارايى است كه همچون تشنه كامان به دنبال آن مى‏روند و مسلما حساب آنها از حساب توده مردم جدا است.

    سپس به يك قانون كلى و اصل اساسى كه حاكم بر قوانين تكوينى و تشريعى خداوند است اشاره مى‏كند، مى‏فرمايد: «چه بسا شما از چيزى اكراه داشته باشيد در حالى كه براى شما خير است و مايه سعادت و خوشبختى» (وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).

    به عكس كناره‏گيرى از جنگ و عافيت طلبى ممكن است خوشايند شما نباشد در حالى كه واقعا چنين نيست «چه بسا چيزى را دوست داشته باشيد و آن براى شما شرّ است» (وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ).
    و در پايان مى‏فرمايد: «و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد» (وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).

    پروردگار جهان با اين لحن قاطع مى‏گويد كه افراد بشر نبايد تشخيص خودشان را در مسائل مربوط به سرنوشتشان حاكم سازند چرا كه علم آنها از هر نظر محدود و ناچيز است و معلوماتشان در برابر مجهولات همچون قطره‏اى در برابر دريا است.

    آنها با توجه به علم محدود خود نبايد در برابر احكام الهى روى در هم كشند. بايد بطور قطع بدانند كه خداوند اگر جهاد و روزه و حجّ را تشريع كرده همه به سود آنها است، توجه به اين حقيقت روح انضباط و تسليم در برابر قوانين الهى را در انسان پرورش مى‏دهد، و درك و ديد او را از محيطهاى محدود فراتر مى‏برد و به نامحدود يعنى علم بى‏پايان خدا پيوند مى‏دهد.

  15. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  16. #149
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    آيه 217-

    شأن نزول:
    پيش از جنگ «بدر» پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله «عبد اللّه بن جحش» را طلبيد و نامه‏اى به او داد، به او فرمان داد پس از آن كه دو روز راه پيمود، نامه را بگشايد و طبق آن عمل كند، او پس از دو روز طى طريق نامه را گشود و چنين يافت: «پس از آن كه نامه را باز كردى تا «نخله» (زمينى كه بين مكه و طائف است) پيش برو و در آنجا وضع قريش را زير نظر بگير».

    هنگامى كه به «نخله» رسيدند به قافله‏اى از قريش بر خورد كردند به آنها حمله كردند «عمر و بن حضرمى» را كشتند و قافله را با دو نفر نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند، پيغمبر به آنان فرمود: من به شما دستور نداده بودم كه در ماههاى حرام نبرد كنيد، مشركان نيز زبان به طعن گشودند كه محمد صلّى اللّه عليه و آله جنگ و خونريزى را در ماههاى حرام حلال شمرده، آيه مورد بحث نازل شد و سپس «عبد اللّه بن جحش» و همراهانش اظهار كردند كه در اين راه براى درك ثواب جهاد كوشش كرده‏اند و از پيامبر پرسيدند كه آيا اجر مجاهدان را دارند يا نه؟ آيه بعد (آيه 218) نازل گرديد.

    تفسير:
    اين آيه در صدد پاسخ گويى به پاره‏اى از سؤالات در باره جهاد و استثناهاى آن است، نخست مى‏فرمايد: «از تو در باره جنگ كردن در ماههاى حرام سؤال مى‏كنند» (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ).
    سپس مى‏افزايد: «به آنها بگو: جنگ در آن (گناه) بزرگى است» (قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ).

    و به اين ترتيب سنتى را كه از زمانهاى قديم و اعصار انبياى پيشين در ميان عرب در مورد تحريم پيكار در ماههاى حرام (رجب، ذى القعده، ذى الحجه و محرم) وجود داشته با قاطعيت امضا مى‏كند.

    سپس مى‏فرمايد: چنين نيست كه اين قانون استثنايى نداشته باشد، نبايد اجازه داد گروهى فاسد و مفسد زير چتر اين قانون هر ظلم و فساد و گناهى را مرتكب شوند درست است كه جهاد در ماه حرام مهم است «ولى جلوگيرى از راه خدا و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و خارج كردن و تبعيد نمودن ساكنان آن، نزد خداوند از آن مهمتر است» (وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ).

    سپس مى‏افزايد: «ايجاد فتنه (و منحرف ساختن مردم از دين خدا) از قتل هم بالاتر است» (وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ).
    چرا كه آن جنايتى است بر جسم انسان و اين جنايتى است بر جان و روح و ايمان انسان، و بعد چنين ادامه مى‏دهد كه مسلمانان نبايد تحت تأثير تبليغات‏ انحرافى مشركان قرار گيرند، زيرا «آنها دائما با شما مى‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان باز گردانند» و در واقع به كمتر از اين قانع نيستند (وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا).

    بنابراين، محكم در برابر آنها بايستيد، و به وسوسه‏هاى آنها در زمينه ماه حرام و غير آن اعتنا نكنيد و بعد به مسلمانان در زمينه بازگشت از دين خدا هشدار جدى داده مى‏گويد: «هر كس از شما مرتد شود و از دينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك او در دنيا و آخرت بر باد مى‏رود و آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن مى‏مانند» (وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ).
    چه مجازاتى از اين سخت‏تر و وحشتناكتر كه تمام اعمال نيك انسان نابود شود.

  17. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

  18. #150
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 218)- در اين آيه به نقطه مقابل اين گروه اشاره كرده و مى‏فرمايد:
    «كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند (و بر ايمان خود استوار ماندند) آنها اميد به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ).

    آرى! اين گروه در پرتو اين سه كار بزرگ (ايمان، هجرت و جهاد) اگر مرتكب اشتباهاتى نيز بشوند ممكن است مشمول عنايات و مغفرت الهى گردند.

    آيه 219-

    شأن نزول:
    در مورد نزول اين آيه گفته‏اند: گروهى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خدمتش آمدند و عرض كردند حكم شراب و قمار، كه عقل را زايل و مال را تباه مى‏كند بيان فرما. آيه نازل شد و به آنها پاسخ داد.

    تفسير:
    اين آيه از يك سؤال در باره شراب و قمار شروع مى‏شود مى‏فرمايد:
    «از تو در باره شراب و قمار سؤال مى‏كنند» (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ).

    «خمر» در اصطلاح شرع به معنى هر مايع مست كننده است هر چند در لغت براى هر يك از انواع مشروبات الكلى اسمى قرار داده شده است. «ميسر» به معنى سهل و آسان است و از آنجا كه قمار در نظر بعضى از مردم وسيله آسانى براى نيل به‏ مال و ثروت است به آن ميسر گفته شده است.

    سپس در جواب مى‏فرمايد: «بگو در اين دو، گناه بزرگى است و منافعى (از نظر ظاهر و جنبه مادى) براى مردم ولى گناه آنها از نفعشان بيشتر است» (قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما).
    بنابراين، هيچ انسان عاقلى بخاطر آن نفع كم به اين همه زيان تن در نمى‏دهد.

    دومين سؤالى كه در اين آيه مطرح است، سؤال در باره انفاق است، مى‏فرمايد: «از تو سؤال مى‏كنند چه چيز انفاق كنند» (وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ).
    «بگو: از مازاد نيازمنديهايتان» (قُلِ الْعَفْوَ).

    «عفو» به معنى از بين بردن اثر، حد وسط و ميانه هر چيز و مقدار اضافى چيزى، و بهترين قسمت مال آمده است و ممكن است در اينجا به معنى مغفرت و گذشت از لغزش ديگران باشد، و مطابق اين معنى تفسير آيه چنين مى‏شود: «بگو:
    بهترين انفاق، انفاق عفو و گذشت است».

    با توجه به اوضاع اجتماعى عرب جاهلى و محل نزول قرآن، مخصوصا مكه و مدينه كه از نظر دشمنى و كينه توزى، و عدم گذشت در حد اعلا بودند، هيچ مانعى ندارد كه آنها سؤال از انفاق اموال كنند، ولى نياز شديد به انفاق عفو، سبب شود كه قرآن آنچه را لازمتر است، در پاسخ بيان كند و اين يكى از شؤون فصاحت و بلاغت است كه گوينده پاسخ طرف را رها كرده و به مهمتر از آن مى‏پردازد.

    و بالاخره در پايان آيه مى‏فرمايد: «خداوند آيات خود را چنين بيان مى‏كند شايد تفكر و انديشه كنيد» (كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ).

  19. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (03-30-2014)

صفحه 15 از 21 نخستنخست ... 51314151617 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •