(آيه 9)- سپس به سراغ دومين گروه طغيانگر از اقوام پيشين مىرود، مىفرمايد: «و قوم ثمود كه صخرههاى عظيم را از (كنار) درّه مىبريدند» و از آن خانه و كاخ مىساختند (و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد).
قوم «ثمود» از قديمىترين اقوامند و پيامبرشان «صالح» (ع) بود، و در سرزمينى به نام «وادى القرى» ميان مدينه و شام زندگى داشتند، داراى تمدّنى پيشرفته و زندگانى مرفّه و ساختمانهاى عظيم و پيشرفته بودند.
(آيه 10)- سپس به سومين قوم پرداخته، مىگويد: «و فرعونى كه قدرتمند و شكنجهگر بود»! (و فرعون ذى الاوتاد).
اشاره به اين كه آيا نديدى خداوند با قوم فرعون قدرتمند و ظالم و بيدادگر چه كرد؟! «اوتاد» به معنى ميخ است و فرعون را «ذى الاوتاد» گفتهاند زيرا او داراى لشكر فراوانى بود كه بسيارى از آنها در خيمهها زندگى مىكردند، و چادرهاى نظامى را كه براى آنها برپا مىشد با ميخها محكم مىكردند.
ديگر اين كه بيشترين شكنجه فرعون نسبت به كسانى كه مورد خشم او قرار مىگرفتند اين بود كه آنها را به چهار ميخ مىكشيد، دستها و پاهاى او را با ميخ به زمين مىبست، يا با ميخ به زمين مىكوبيد، و يا بر روى قطعه چوبى مىخواباندند و دست و پاى او را با ميخ به آن مىكوبيدند، يا مىبستند و به همان حال رها مىكردند تا بميرد!
(آيه 11)- سپس در يك جمعبندى به اعمال اين اقوام سهگانه اشاره كرده، مىافزايد: «همان اقوامى كه در شهرها طغيان كردند» (الذين طغوا فى البلاد).
(آيه 12)- «و فساد فراوان در آنها به بار آوردند» (فاكثروا فيها الفساد).
فساد كه شامل هرگونه ظلم و ستم و تجاوز و هوسرانى و عياشى مىشود در واقع يكى از آثار طغيان آنها بود.





