(آيه 16)- به دنبال اين تشويق و تبشير به سراغ تهديد و انذار مىرود، و مىافزايد: «آيا خود را از عذاب كسى كه حاكم بر آسمان است در امان مىدانيد كه دستور دهد زمين بشكافد و شما را در خود فرو برد، و دائما به لرزش خود ادامه دهد»؟! بطورى كه حتى قبر شما هم آرام نباشد (أ امنتم من فى السماء ان يخسف بكم الارض فاذا هى تمور).
آرى! اگر او دستور دهد اين زمين ذلول و آرام طغيان مىكند، و به صورت حيوان چموشى در مىآيد، زلزلهها شروع مىشود، شكافها در زمين ظاهر مىگردد و شما و خانهها و شهرهايتان را در كام خود فرو مىبلعد، و باز هم به لرزه و اضطراب خود ادامه مىدهد.
(آيه 17)- سپس مىافزايد: لازم نيست حتما زلزلهها به سراغ شما آيد بلكه مىتواند اين فرمان را به تندبادها دهد «آيا خود را از عذاب خداوند آسمان در امان مىدانيد كه تندبادى پر از سنگريزه بر شما فرستد» و شما را زير كوهى از آن مدفون سازد؟! (ام امنتم من فى السماء ان يرسل عليكم حاصبا).
«و به زودى خواهيد دانست تهديدهاى من چگونه است»! (فستعلمون كيف نذير).
(آيه 18)- در حقيقت آيات فوق به اين معنى اشاره مىكند كه عذاب آنها منحصر به عذاب قيامت نيست، در اين دنيا نيز خداوند با مختصر تكان زمين، يا حركت بادها، مىتواند به زندگى آنها پايان دهد، و بهترين دليل اين امكان، وقوع آن در امتهاى پيشين است.
لذا در اين آيه مىگويد: «كسانى كه پيش از آنان بودند (آيات الهى و رسولان او را) تكذيب كردند، اما (ببين) مجازات من چگونه بود»؟! (و لقد كذب الذين من قبلهم فكيف كان نكير).
گروهى را با زلزلههاى ويرانگر، و اقوامى را با صاعقهها، و جمعى را با طوفان يا تندباد مجازات كرديم، و شهرهاى ويران شده و خاموش آنها را به عنوان درس عبرتى باقى گذارديم.





