(آيه 24)- اين آيه توضيح و تفسيرى است بر آنچه در آيه قبل آمده و در حقيقت «مختال فخور» (متكبر فخر فروش) را معرفى مىكند، مىفرمايد:
«همانها كه بخل مىورزند و مردم را به بخل دعوت مىكنند» (الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ).
آرى! لازمه دلبستگى شديد به مواهب دنيا تكبر و غرور است، و لازمه تكبر و غرور بخل كردن، و دعوت ديگران به بخل است، اما بخل كردن به اين دليل كه سرمايه كبر و غرور خود را اين اموال مىداند، و هرگز نمىخواهد آن را از دست دهد، و اما دعوت ديگران به بخل براى اين است كه اگر ديگران سخاوتمند باشند او رسوا مىشود و ديگر اين كه، چون بخل را دوست دارد مبلغ چيزى است كه به آن عشق مىورزد! و براى اين كه تصور نشود اصرار و تأكيد خداوند در مسأله انفاق و ترك بخل و يا حتى تعبير به وام گرفتن خداوند از بندگان در آيات گذشته- كه همه براى تشويق آنها به انفاق است- از نياز ذات پاك او سر چشمه مىگيرد، در پايان آيه مىافزايد:
«و هر كس (از اين فرمان) روى گردان شود (به خود زيان مىرساند نه به خدا) چرا كه خداوند بىنياز و شايسته ستايش است» (وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ).
همه به او نيازمندند و او از همگان بىنياز است، چرا كه خزائن و منابع اصلى همه چيز نزد اوست، و از آنجا كه جامع همه صفات كمال است شايسته هر حمد و ستايش نيز مىباشد.





