(آيه 5)- بعد از مسأله حاكميت و تدبير، سخن به مسأله مالكيت او در كل جهان هستى مىرسد، مىفرمايد: «مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست» (لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
و سر انجام به مسأله مرجعيت او اشاره كرده، مىافزايد: «و همه كارها به سوى او باز مىگردد» (وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).
آرى وقتى او خالق و مالك و حاكم و مدبّر ماست و همه جا با ما مىباشد مسلما بازگشت همه ما و همه كارها نيز به سوى اوست.
(آيه 6)- در اين آيه به دو وصف ديگر نيز اشاره كرده، مىفرمايد:
«شب را در روز داخل مىكند و روز را در شب» (يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ).
آرى! تدريجا از يكى مىكاهد و به ديگرى مىافزايد و طول شب و روز را در سال تغيير مىدهد، همان تغييرى كه همراه با فصول چهارگانه سال است با تمام بركاتى كه براى انسانها در اين فصول نهفته است.
و در پايان مىافزايد: «و او به آنچه در دلها وجود دارد داناست» (وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).
همان گونه كه اشعه حياتبخش آفتاب و روشنائى روز در اعماق تاريكى شب نفوذ مىكند و همه جا را روشن مىسازد، علم پروردگار نيز در تمام زواياى قلب و جان انسان نفوذ مىكند و همه اسرار آن را روشن مىسازد.





