سپس به يكى ديگر از مهمترين صفات مؤمنان راستين، يعنى حفظ زبان پرداخته، مىگويد: «و مردان راستگو و زنان راستگو» (وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ).
و از آنجا كه ريشه ايمان، صبر و شكيبايى در مقابل مشكلات است، و نقش آن در معنويات انسان همچون نقش «سر» است در برابر «تن» پنجمين وصف آنها را اين گونه بازگو مىكند: «و مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا» (وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ).
از طرفى مىدانيم يكى از بدترين آفات اخلاقى، كبر و غرور و حب جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمين توصيف مىفرمايد: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» (وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ).
گذشته از حب جاه، حب مال، نيز آفت بزرگى است، و اسارت در چنگال آن، اسارتى است دردناك، و نقطه مقابل آن انفاق و كمك كردن به نيازمندان است، لذا در هفتمين توصيف مىگويد: «و مردان انفاقگر و زنان انفاق كننده» (وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ).
سه چيز است كه اگر انسان از شر آن در امان بماند از بسيارى از شرور و آفات اخلاقى در امان است، زبان و شكم و شهوت جنسى، به قسمت اول در چهارمين توصيف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمين و نهمين وصف مؤمنان راستين اشاره كرده، مىگويد: «و مردانى كه روزه مىدارند و زنانى كه روزه مىدارند» (وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ).
«و مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بىعفتى حفظ مىكنند، و زنانى كه عفيف و پاكند» (وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ).





