(آيه 43)- گوشهاى ديگر از شگفتيهاى آفرينش: باز در اينجا به گوشه ديگرى از شگفتيهاى آفرينش و علم و حكمت و عظمتى كه ماوراى آن نهفته است بر خورد مىكنيم كه همه دلائل توحيد ذات پاك اويند.
روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مىگويد: «آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مىراند، سپس آنها را با هم پيوند مىدهد، و بعد متراكم مىسازد»؟! (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً).
پس در اين حال دانههاى باران را مىبينى كه از لا بلاى ابرها خارج مىشوند» و بر كوه و دشت و باغ و صحرا فرو مىبارند (فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ).
آرى! باران است كه زمينهاى مرده را زنده مىكند، لباس حيات در پيكر درختان و گياهان مىپوشاند، و انسان و حيوانات را سيراب مىكند.
سپس به يكى ديگر از پديدههاى شگفتانگيز آسمان و ابرها اشاره كرده، مىگويد: «و (خدا) از آسمان، از كوههايى كه در آسمان است، دانههاى تگرگ را نازل مىكند» (وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ).
منظور از كوهها، تودههاى عظيم ابر است، كه در عظمت و بزرگى بسان كوه است.
تگرگهايى كه «هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان مىرساند» (فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ).
شكوفههاى درختان، ميوهها و زراعتها، و حتى گاه حيوانها و انسانها از آسيب آن در امان نيستند.
«و از هر كس بخواهد اين عذاب و ريان را بر طرف مىسازد» (وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ).
آرى! اوست كه از يك ابر گاهى باران حيات بخش نازل مىكند و گاه با مختصر تغيير آن را مبدل به تگرگهاى زيان بار و حتى كشنده مىكند، و اين نهايت قدرت و عظمت او را نشان مىدهد كه سود و زيان و مرگ و زندگى انسان را در كنار هم چيده بلكه در دل هم قرار داده است! و در پايان آيه به يكى ديگر از پديدههاى آسمانى كه از آيات توحيد است اشاره كرده، مىگويد: «نزديك است درخشندگى برق ابرها، چشمهاى انسان را ببرد» (يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ).
ابرهايى كه در حقيقت از ذرات «آب» تشكيل شده است به هنگامى كه حامل نيروى برق مىشود، آن چنان «آتشى» از درونش بيرون مىجهد كه برقش چشمها را خيره، و رعدش گوشها را از صداى خود پر مىكند، و گاه همه جا را مىلرزاند، اين نيروى عظيم در لابلاى اين بخار لطيف راستى شگفتانگيز است!





