قرآن بعد از بيان حقيقت فوق با ذكر يك مثال زيبا و دقيق چگونگى نور الهى را در اينجا مشخص مى‏كند و مى‏فرمايد: «مثل نور او (خداوند) همانند چراغ‏دانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان» (مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ).

و «اين چراغ با روغنى افروخته مى‏شود كه از درخت پر بركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى» (يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ).

روغنش آن چنان صاف و خالص است كه «نزديك است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود»! (يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ).

«نورى است بر فراز نورى» (نُورٌ عَلى‏ نُورٍ).

و «خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى‏كند» (يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ).

«و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند» (وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ).

«و خداوند به هر چيزى داناست» (وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ).

توضيح اين مثل: نور ايمان كه در قلب مؤمنان است داراى همان چهار عاملى است كه در يك چراغ پر فروغ موجود است:

«مِصْباحٌ» همان شعله‏هاى ايمان است كه در قلب مؤمن آشكار مى‏گردد و فروغ هدايت از آن منتشر مى‏شود.

«زُجاجَةٍ» و حباب قلب مؤمن است كه ايمان را در وجودش تنظيم مى‏كند.

و «كَمِشْكاةٍ» سينه مؤمن و يا به تعبير ديگر مجموعه شخصيت و آگاهى و علوم و افكار اوست كه ايمان وى را از گزند طوفان حوادث مصون مى‏دارد.

و «شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ» (ماده انرژى‏زا) همان وحى الهى است كه عصاره آن در نهايت صفا و پاكى مى‏باشد و ايمان مؤمنان به وسيله آن شعله‏ور و پر بار مى‏گردد.