و طاغیان مستکبر خود را اطاعت می‏کردند، خدای تعالی‏به خاطر همین انحرافهایشان برادرشان‏هود(ع)را مبعوث کرد تا به سوی حق دعوتشان نموده، و ارشادشان کند به اینکه: خدای تعالی را بپرستند و بت‏ها را ترک‏گویند و از استکبار و طغیان دست برداشته به عدل‏و رحمت در بین خود رفتار کنند (1).

هود(ع)در پند و اندرز آنان نهایت‏سعی را کرد و خیرخواهی‏خود را به همه‏نشان داد، راه را برایشان روشن و از بیراهه مشخص کرد و هیچ عذری برای آنان باقی‏نگذاشت،با این حال مردم خیرخواهی آن جناب را با اباء و امتناع مقابله کردند و با انکار ولجبازی با او روبرو شدند، و بجز عده‏کمی ایمان نیاوردند و اکثریت جمعیت بر دشمنی‏و لجبازیهای خود اصرار ورزیدند و نسبت‏سفاهت و دیوانگی به آن حضرت‏دادند، و اصرار وپافشاری کردند که آن عذابی که ما را از آن می‏ترسانی و به آن تهدید می‏کنی بیاور، آن جناب‏در پاسخ این اصرار و شتابزدگی‏آنان می‏فرمود: انما العلم عند الله و ابلغکم ما ارسلت به‏و لکنی اریکم قوما تجهلون (2).

چیزی نگذشت که خدای تعالی عذاب را بر آنان نازل کردبه این صورت که بادی‏عقیم از باران(باد بدون باران)به سوی آنها گسیل داشت، بادی که در سر راه خود هیچ چیزی‏برجای نگذاشت، همه را مانند استخوان پوسیده کرد (3) ، بادی صرصر(دارای صدایی مهیب)(4) ودر ایامی‏نحس به مدت هفت‏شب و هشت روز پشت‏سر هم وزید که اگر آنجا بودی، می‏دیدی‏که مردم به حال غش افتاده‏اند، گویی تنه‏های خرمای‏سرنگون شده‏اند (5) ، بادی که مردم بلندبالای آن قوم را مانند نخل منقعر(کنده شده)از جای می‏کند.(6) قوم عاد در آغاز آنچه از این باد دیدند خیال کردند ابری است که برای باریدن به‏سویشان می‏آید لذا به یکدیگر بشارت‏و مژده داده و می‏گفتند: عارض ممطرنا - ابری است که‏ما را سیراب خواهد کردولی اشتباه کرده بودند بلکه این‏همان عذابی بود که در آمدنش‏شتاب می‏کردند، بادی بود که عذابی الیم با خود می‏آورد عذابی که به امر پروردگارش

............................................
(1)سوره شعراء، آیه 130.
(2)علم به اینکه عذاب چه وقت می‏رسد تنهانزد خدا است، ماموریت من فقط ابلاغ رسالت اواست که رساندم، اما شما را مردمی یافتم که سخت گرفتار جهلید.سوره احقاف، آیه 23
(3 و 4)سوره ذاریات، آیه 42.
(5)سوره الحاقة، آیه 7. (6)سوره قمر، آیه 20.
صفحه : 458