(آيه 20)- ولى در اين آيه مىگويد: با اين همه «آنها هيچ گاه توانايى فرار در زمين را ندارند» تا از قلمرو قدرت پروردگار خارج شوند (أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ). «همچنين آنها نمىتوانند ولى و حامى و پشتيبانى غير از خدا براى خود بيابند» (وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ).
سر انجام به مجازات سنگين آنها اشاره كرده، مىگويد: «مجازات آنها مضاعف مىگردد» (يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ).
چرا كه هم خود گمراه و گناهكار و تبهكار بودند، و هم ديگران را به اين راهها مىكشاندند، و به همين دليل هم بار گناه خويش را بر دوش مىكشند و هم بار گناه ديگران را بىآنكه از گناه ديگران چيزى كاسته شود.
در پايان آيه ريشه اصلى بدبختى آنها را اين گونه شرح مىدهد: «آنها نه گوش شنوا داشتند و نه چشم بينا»! (ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ).
در حقيقت از كار انداختن اين دو وسيله مؤثر براى درك حقايق سبب شد كه هم خودشان به گمراهى بيفتند و هم ديگران را به گمراهى بكشانند.
(آيه 21)- اين آيه محصول تمام تلاشها و كوششهاى نادرست آنها را در يك جمله بيان مىكند، مىگويد: «اينها همه كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده و ورشكست شدند» (أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ).
و اين بزرگترين خسارتى است كه ممكن است دامنگير انسانى شود كه موجوديت انسانى خويش را از دست داده.
سپس اضافه مىكند: آنها به معبودهايى دروغين دل بسته بودند «اما سر انجام تمام اين معبودهاى ساختگى گم شدند و از نظرشان محو گشتند» (وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).





