(آيه 17)- در تفسير اين آيه نظرات گوناگونى وجود دارد ولى آنچه از همه روشنتر به نظر مىرسد چنين است:
در آغاز آيه مىگويد: «آيا كسى كه دليل روشنى از پروردگار خويش در اختيار دارد، و به دنبال آن شاهد و گواهى از سوى خدا آمده و قبل از آن كتاب موسى (تورات) به عنوان پيشوا و رحمت و بيانگر عظمت او آمده است» همانند كسى است كه داراى اين صفات و نشانهها و دلائل روشن نيست (أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً).
اين شخص همان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و «بيّنه» و دليل روشن او قرآن مجيد و شاهد و گواه صدق نبوتش مؤمنان راستينى همچون على عليه السّلام مىباشند كه پيش از او نشانهها و صفاتش در تورات آمده است.
به اين ترتيب از سه راه روشن حقانيت دعوتش به ثبوت رسيده است.
نخست قرآن كه بينه و دليل روشنى است در دست او.
دوم كتب آسمانى پيشين كه نشانههاى او را دقيقا بيان كرده، و پيروان اين كتب در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را به خوبى مىشناختند.
سوم پيروان فداكار و مؤمنان مخلص كه بيانگر صدق دعوت او و گفتار او مىباشند.
آيا با جود اين دلائل زنده مىتوان او را با مدعيان ديگر قياس كرد و يا در صدق دعوتش ترديد نمود؟
سپس به دنبال اين سخن اشاره به افراد حق طلب و حقيقت جو كرده و از آنها دعوت ضمنى به ايمان مىكند و مىگويد: «آنها به چنين پيامبرى (كه اين همه دليل روشن در اختيار دارد) ايمان مىآورند» (أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ).
و به دنبال آن سرنوشت منكران را به اين صورت بيان مىكند: «و هر كس از گروههاى مختلف به او كافر شود موعد و ميعادش آتش دوزخ است» (وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ).
و در پايان آيه همان گونه كه سيره قرآن در بسيارى از موارد است روى سخن را به پيامبر كرده، يك درس عمومى براى همه مردم بيان مىكند و مىگويد: «اكنون (كه چنين است و اين همه شاهد و گواه بر صدق دعوت تو وجود دارد) هرگز در آنچه بر تو نازل شده ترديد به خود راه مده» (فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ).
«چرا كه اين سخن حقى است از سوى پروردگار تو» (إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ).
«ولى بسيارى از مردم (بر اثر جهل و تعصب و خودخواهى) ايمان نمىآورند» (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ).
بنابراين آيه اشاره به امتيازات اسلام و مسلمين راستين و اتكاى آنها بر دلائل محكم در انتخاب اين مكتب است، و در نقطه مقابل سرنوشت شوم منكران مستكبر را نيز بيان كرده است.





