ـ نظریّه سوّم:
گروهى دیگر می گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف کرد، و در جواب این نوع سؤالات کلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جارى می کنند، چرا که اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادى ما نیامده است که باید معتقد شویم به امام زمانى که ازدواج کرده یا نکرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصى است که معمولا در روایات نیامده و کسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسکرى(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزى نفرموده است.
نگاه اجمالى به تاریخ غیبت صغرى و کبرى حاکى از وجود نداشتن چنین مسائلى است، و حتّى کسانى که توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافتهاند، هیچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دلیل مشکلات فراوان یا نیازهاى مادّى و معنوى و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بودهاند، گرچه اساساً سؤال نکردن از ازدواج طبیعى است چرا که خیلى اوقات پیش میآید که سالها با اشخاص و دوستان زیادى آشنا هستیم ولى لزومی نمیبینیم که از زندگى شخصى او سؤال کنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه کسى است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد که از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگى ما نیز هیچ تاثیرى ندارد، و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمیگیریم.




پاسخ با نقل قول
