امروز كار به جايى رسيده است كه مبارزه با اسلام، زير پوشش انجام نمى‌گيرد.. تنها دريچه اميدى هم كه براى ملتهاى مسلمان باقى مانده، جمهورى اسلامى است؛ آيا ما اين دريچه را ببنديم و اميد ملتها را كور كنيم؟ آيا ما هم سكوت كنيم؟ آيا ما هم در مقابل فشار قلدرمآبانه قدرتهاى بزرگ تسليم بشويم؟ آيا حكم خدا اين است؟ آيا خدا به اين راضى است؟ آيا سنت جهاد در مقابل ظلم، و امر به معروف و نهى از منكر در اسلام، اجازه چنين فكرى را به ما مى‌دهد؟ حاشا و كلّا. اين‌جا پرچم مبارزه با ظلم را حفظ خواهد كرد. ما در مقابل هر قدرت سلطه‌طلب و ستمگرى كه در برابر ملتها به سرنيزه خود تكيه مى‌كند، مى‌ايستيم؛ هركس مى‌خواهد باشد. امريكا كه هيچ؛ اگر قدرت و دولتى قدرتمندتر از امريكا هم باشد، در مقابلش مى‌ايستيم؛ كمااين‌كه ايستاديم. ما يك روز در مقابل قدرت متحد امريكا و شوروى عليه خودمان، ايستاديم. امريكا و شوروى دو ابرقدرت بودند كه مجموعاً قدرتشان از امريكاى فعلى به مراتب بيشتر بود و هر دو عليه ما همدست و متحد بودند؛ ولى ما در مقابل آنها ايستاديم و باز هم مى‌ايستيم؛ اما اين ايستادگى، به عميق‌تر شدن و پُررونق شدن ايمان مردم احتياج دارد.»
ديدار با جمعي از روحانيون، 14/12/1370