* تفاوتهای بین انتقاد کردن و نق زدن از دیدگاه رهبری
6-شاید مهمترین نکتهای که در این جلسه بیان شد، همین تفاوت انتقاد کردن و نق زدن بود. «یک فرق اساسى وجود دارد بین انتقاد کردن و نق زدن. انتقاد کردن این است که شما یک نقطه منفى را پیدا کنید، با تکیه بر نقطه مثبتى که در این اثر نمایشى شما، در این داستان شما وجود دارد، آن نقطه منفى را نشان بدهید و مغلوب کنید... اما یک وقت این نیست؛ نق زدن است. آدم یک نقطه منفى را بگیرد، همین طور هى بنا کند آن را تکرار کردن. مگر نقاط منفى و نقاط ضعف از یک جامعه رخت برمیبندد؟ مگر به کلى ریشهکن میشود؟ شما این را برداشتید، یک چیز دیگر هست. این که جهتى نشد براى یک هنرمند، این که هدفى نشد، این که امتیازى نیست، افتخارى نیست؛ همین طور انسان نق بزند، سیاهنمائى کند، یأس بپراکند. شما وقتى زشتى را نشان میدهید، اما آن عامل خیرى را که بناست بر زشتى غلبه پیدا کند یا با آن مبارزه کند، نشان نمیدهید، در جامعه یأس پراکنده میشود و نومیدى به وجود مىآید؛ فیلم شما را که طرف نگاه میکند، میگوید: خوب، چه فایده؟ با آن تأثیر عظیمى که فیلم دارد، اثر نمایشى دارد.»
بدین ترتیب مرز میان سیاهنمایی و انتقاد سازنده به وضوح مشخص میشود و حجم بالایی از ممیزی صداوسیما کم میشود. به عبارت دیگر، میتوان با چنین شرطی، فساد در نیروی انتظامی یا قوه قضائیه یا هر جای دیگری را نشان داد، اما تفوق اراده خیر برای از بین بردن فساد در این نهادها را هم پررنگتر به تصویر کشید. این دقیقاً کاری است که در هالیوود انجام میشود و نقش قهرمانان هالیوودی اصولاً اصلاح سیستم است نه تغییر سیستم. از نمونههای موفق وطنی در این مورد هم میتوان به «قلادههای طلا» اشاره نمود که بسیار ظریف و موثر، حضور یک جاسوس در نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات را به تصویر کشید، اما اراده غالب خیر را هم برای دستگیری این جاسوس در کنار آن قرار داد تا نشان دهد که اگر شری هست، خیری هم برای شکست آن وجود دارد.






پاسخ با نقل قول
