نگاه خرافی نسبت به شیطان: براساس اين نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم ميكند و با كمك پيروانش ، نسل آدمي را در معرض نابودي قرار ميدهد. در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را از اين منظر به تصوير كشيدهاند، انسان بره بيپناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي ازجانب پروردگار به او نميرسد.
لاجرم آدمي در نبرد نابرابر با شيطان يكه و تنهاست واميدي هم به امداد الهي ندارد و اگر دارد سرانجام به نوميدي بدل خواهد شد. در اين مهلكه، اراده خود او يا انسانهاي ديگر تنها سرمايهاي است كه ميتوان به آن اميدوار بود در سينماي كلاسيك، شيطان بر اساس تقديري ازلي در زماني معين از زندان دوزخي خود رها ميشود و براي انتقام گرفتن از نسل بشر معمولاً دركالبد يك انسان حلول ميكند. و آن انسان را به انجام اعمال شيطاني وا ميدارد.
به تدريج پيروان شيطان، گرد ميزبان شيطان صفت جمع ميشود و حلقه شيطان پرستان شكل ميگيرد. بر اساس اين باور خرافي، شيطان براي انجام شرارت محتاج كالبد آدمي است و هرگاه انسان ميزبان كشته شود يا اينكه به صورت داوطلبانه خودكشي كند، شيطان كالبد انساني خود را از دست خواهد داد و ناگزير دستش را آزار آدميان كوتاه خواهدشد.





پاسخ با نقل قول
