RE: س زدن هوس و دریافت چشم برزخی
شیخ تأملی کرد و فرمود: «تقصیر خودت است که مشتریها را رد میکنی »! مرشد گفت: من کسی را رد نکردم، حتی از بچهها هم پذیرایی میکنم و نصف کباب به آنها میدهم. شیخ فرمود: « آن سید چه کسی بود که سه روز غذای نسیه خورده بود؛ بار آخر او را هل دادی و از در مغازه بیرون کردی؟! » مرشد سراسیمه از نزد شیخ بیرون آمد و شتابان در پی آن سید راه افتاد، او را یافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلویی بر در مغازهاش نصب کرد و روی آن نوشت: « نسیه داده میشود، حتی به شما، وجه دستی به اندازه وسعمان پرداخت میشود »!!
همچنین نقل شده است که شیخ در امور کسب و کار بسیار منصفانه رفتار می فرمودند. یکی از روحانیون نقل میکند که : عبا و قبا و لبادهای را بردم و به جناب شیخ دادم بدوزد، گفتم چقدر بدهم؟ گفت: « دو روز کار میبرد، چهل تومان. » روزی که رفتم لباسها را بگیرم گفت :« اجرتش بیست تومان میشود. » گفتم: فرموده بودید چهل تومان؟ گفت: « فکر کردم دو روز کار میبرد ولی یک روز کار برد. »!