
- کتاب خصائص الحسینیه
-
RE: کتاب خصائص الحسینیه
مجلس پانزدهم ، مجلسى در بيابان نزديك مدينه در چادرى كه براى امام سجاد عليه السلام برپا شده بود. امام سجاد عليه السلام بر روى صندلى نشسته و اشك هايشان جارى بود و با پارچه اى كه در دست داشت آنها را پاك مى كرد، ايشان جلودار اشك هايشان نبود. اهالى مدينه از زن و مرد كه براى استقبال به بيرون از مدينه آمده بودند، وقتى امام را ديدند، به يكباره ضجه كشيدند، گويى كه نگاه به امام ، خودش مرثيه بود. مردم در هر جايى به هم تعزيت مى گفتند.
تمام مردم در آن نقطه بشدت گريه مى كردند. امام عليه السلام اشاره كرد كه ساكت بشوند. فورا ساكت شدند. امام گفت : الحمد لله رب العالمين مالك يوم الدين خدايى كه خالق همه مخلوقات است ، خدايى كه مقامش در آسمان ها رفيع است ، اما در عين حال چنان نزديك است كه شاهد و گواه سرى ترين سخنان و نجواهاست . خدا را بر امور عظيم و فجايع زمانه و بزرگى مصيبت حمد و سپاس مى گوييم . اى مردم ! خداوند - كه حمد و سپاس مخصوص اوست - ما را به مصيبت هاى بزرگى امتحان كرد. شهادت ابا عبدالله و عترت او و اسارت زنان و دخترانش و چرخاندن سر او در شهرها، در حالى كه بر بالاى نيزه هاست ، شكاف بزرگى در اسلام است و مصيبتى است كه نمونه اى ندارد.
اى مردم ! بعد از شهادت آن حضرت كدام يك از شما خوشحال هستيد، يا كدام چشم از گريه كردن خوددارى مى كند، در حالى كه آسمان ها با اركانشان ، درياها با امواجشان ، زمين با اطراف خود و درختان با شاخه هايشان ، ماهيان و عمق درياها، ملائكه مقرب و اهل آسمان ها و همه و همه بر اين مصيبت گريانند.
اى مردم ! كدام قلب به خاطر شهادت او شكافته نمى شود و كدام دل است كه براى او نمى سوزد، و يا كدام گوش است كه صداى اين شكاف را كه در اسلام ايجاد شد، نشنود.
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن