سوره بقره [2]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 205

موضوع: سوره بقره [2]

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #15
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره بقره

    (آيه 257)- با اشاره‏اى كه در مسأله ايمان و كفر در آيه قبل آمده بود در اينجا وضع مؤمنان و كافران را از نظر راهنما و رهبر مشخص مى‏كند، مى‏فرمايد:
    «خداوند ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند» (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا).
    و در پرتو اين ولايت و رهبرى «آنها را از ظلمتها به سوى نور خارج مى‏سازد» (يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ).

    سپس مى‏افزايد: «اما كسانى كه كافر شدند، اولياء آنها طاغوت (بت و شيطان و افراد جبار و منحرف) هستند كه آنها را از نور به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند» (وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ).
    به همين دليل «آنها اهل آتشند و براى هميشه در آن خواهند بود» (أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ).

    (آيه 258)- ابراهيم در برابر طاغوت زمان خود نمرود! به دنبال آيه قبل كه از هدايت مؤمنان در پرتو ولايت و راهنمايى پروردگار و گمراهى كافران بر اثر پيروى از طاغوت سخن مى‏گفت خداوند چند نمونه ذكر مى‏كند كه يكى از آنها نمونه روشنى است كه در اين آيه آمده و آن گفتگو و محاجّه ابراهيم قهرمان بت شكن با جبار زمان خود، نمرود است، مى‏فرمايد: «آيا نديدى (آگاهى ندارى) از كسى كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجّه و گفتگو كرد» (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ).

    و در يك جمله اشاره به انگيزه اصلى اين محاجه مى‏كند و مى‏گويد: «بخاطر اين بود كه خداوند به او حكومت داده بود» و بر اثر كمى ظرفيت از باده كبر و غرور، سرمست شده بود (أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ).

    و چه بسيارند كسانى كه در حال عادى، انسانهاى معتدل، سربه راه، مؤمن و بيدارند اما هنگامى كه به مال و مقام و نوايى برسند همه چيز را به دست فراموشى مى‏سپارند و مهمترين مقدسات را زير پا مى‏نهند! و در ادامه مى‏افزايد: در آن هنگام كه از ابراهيم (ع) پرسيد خداى تو كيست كه به سوى او دعوت مى‏كنى؟ «ابراهيم گفت: همان كسى كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند» (إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ).

    در حقيقت ابراهيم (ع) بزرگترين شاهكار آفرينش يعنى قانون حيات و مرگ را به عنوان نشانه روشنى از علم و قدرت پروردگار مطرح ساخت.
    ولى نمرود جبار، راه تزوير و سفسطه را پيش گرفت و براى اغفال مردم و اطرافيان خود «گفت من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم» و قانون حيات و مرگ در دست من است (قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ).

    ولى ابراهيم (ع) براى خنثى كردن اين توطئه، دست به استدلال ديگرى زد كه دشمن نتواند در برابر ساده لوحان در مورد آن مغالطه كند، «ابراهيم گفت: خداوند خورشيد را (از افق مشرق) مى‏آورد (اگر تو راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى مى‏باشى) خورشيد را از طرف مغرب بياور»! (قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ).
    اينجا بود كه «آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد» (فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ).

    آرى! «خداوند قوم ظالم را هدايت نمى‏كند» (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).
    و به اين ترتيب آن مرد مست و مغرور سلطنت و مقام، خاموش و مبهوت و ناتوان گشت و نتوانست در برابر منطق زنده ابراهيم (ع) سخنى بگويد.

  2. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (04-01-2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •