برخورد امام كاظم عليه السلام‏

گاهى برخورد با گنهكار، بايد با ملايمت و خوشرفتارى باشد چرا كه چنين برخوردى نسبت به بعضى موجب هدايت آنها مى‏گردد. در اين راستا به داستان عجيب و جالب زير توجه كنيد:

يكى از منسوبين خلفا هر وقت امام كاظم عليه السلام را مى‏ديد اسائه ادب كرده و به آن حضرت ناسزا مى‏گفت و به ساحت مقدس اميرمؤمنان على عليه السلام جسارت مى‏كرد. روزى جمعى از دوستان امام كاظم عليه السلام به آن حضرت عرض كردند: اجازه بده ما او را به قتل رسانيم!.

امام كاظم عليه السلام آنان را شديداً از اقدام به چنين حركتى بازداشت و از حال آن مرد ناسزاگو جويا شد. گفتند در فلان مزرعه مشغول كشاروزى است.

امام سوار بر الاغ خود شده و به سوى آن مزرعه رفت و وارد كشت و زرع او شد. او فرياد زد: كشت مرا پامال نكن! حضرت همچنان سواره به سوى او رفت. وقتى به او رسيد، پياده شد و با كمال خوشرويى با او برخورد كرد و با كلمات نرم و شيرين با او شروع به سخن نمود. به او فرمود: چه مبلغ خرج اين كشت كرده‏اى؟ او جواب داد: صد دينار.
امام به او فرمود: چه مبلغ اميد دارى كه از اين مزرعه محصول بدست آورى؟ او گفت: من علم غيب نمى‏دانم.

امام فرمود: گفتم چقدر اميد دارى؟ گفت: دويست دينار.
امام كاظم عليه السلام كيسه‏اى كه سيصد دينار در آن بود بيرون آورد و به او داد و فرمود: اين را بگير و كشت و زرع تو نيز براى خودت باشد و آنچه از خدا اميددارى به تو برسد.
آن مرد تحت تاثير عظمت اخلاق امام عليه السلام قرار گرفت، برخاست و سر حضرت را بوسيد و عرض كرد: مرا ببخش و از گستاخى‏هاى من بگذر!

امام كاظم عليه السلام از نزد او بازگشت و سپس به سوى مسجد رفت، اتفاقاً آن فرد ناسزاگو در مسجد بود تا چشمش به امام افتاد گفت:
«الله اعلم حيث يجعل رسالته»
خدا آگاهتر است كه مقام رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد.

دوستان او نزدش آمدند و جريان دگرگونى او را پرسيدند. او سرگذشت خود را با امام كاظم عليه السلام در مزرعه براى آنها بازگو كرد ...

امام كاظم عليه السلام هنگام بازگشت به خانه، به آنان كه اجازه كشتن آن مرد ناسزاگو را از وى خواسته بودند فرمود: كدام يك از اين دو راه بهتر بود آنچه شما مى‏خواستيد يا آنچه من انجام دادم و از شر او آسوده شدم؟! «1»
__________________________________________________
(1). ارشاد مفيد، ج 2 ص 225