در زندان

خانه محقر این فقیه عالیقدر شیعی ، كعبه مقصود دانش پژوهان و عموم مردم بود.

عاشقانش از راههاى دور و نزديك بدانجا مى شتافتند و پروانه وار به گرد شمع فروزان و مشعل هدايت مى چرخيدند و خدا را پيوسته شاكر بودند كه چنين شخصيتى را با آنان ارزانى داشته است .

مدتى اين گونه گشت ولى اين بهار پربار خندان طولانى نبود، تا اينكه سال 784 ق . فرا رسيد. حكومت دمشق در اختيار فردى به نام ((بيدمر)) بود كه از طرف برقوق ، اولين سلسله پادشاهان جراكسه ، به حكومت شامات منصوب گرديده است .

آرى ! چهره زمان عوض شد و شهيد اين تجسم دانش ، تقوا و عدالت در اين سال به زندان افتاد و خورشيد در اين مدت يك سال در زير ابرهاى مخوف تعصب و حسد قرار گرفت و از ديد شاگردان و علاقه مندانش پنهان شد .