بنابراين، غرب بايد نگاه سياسي خود را بر اساس اراده و خواست ملت­هاي منطقه تغيير دهد زيرا نگاه تحقيرآميز و غيرمنصفانه نسبت به ملت­هاي مسلمان و عرب، سرانجام به بروز حرکت­هاي راديکاليستي منجر خواهد شد.

شرايط کشورهاي عرب حوزه خليج فارس، عليرغم وجود رفاه نسبي، اکنون مشابه شرايط تونس و مصر قبل از سرنگوني زين­العابدين بن­علي و حسني مبارک است.

اگر رژيم­هاي ديکتاتوري حوزه خليج فارس معيارها و اصول شناخته شده دموکراتيک را رعايت نکنند، دير يا زود به سرنوشت تونس و مصر دچار خواهند شد.

اصول متعارف دموکراتيک بر حکومت اکثريت بر اقليت تکيه دارد اما در کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس، متاسفانه اين معيارها رعايت نمي­شود و همواره اقليت بر اکثريت حکومت کرده است.

لذا تشکيل نظام­هاي دموکراتيک، کاهش وابستگي رژيم­هاي عرب حوزه خليج فارس به آمريکا، ارتقاء روابط اين کشورها با همسايگان غيرعرب خود بر اساس منافع مشترک، برگزاري انتخابات آزاد و قطع روابط پنهاني با رژيم صهيونيستي خواست ملت­هاي عرب اين منطقه است.

اگر اين خواسته­ها به­صورتي سريع و بدون هزينه انجام نشود، قطعا حوزه ژئواستراتژيکي خليج فارس شاهد يک سونامي سياسي شديدي خواهد بود که اين سونامي اوضاع کلي اين منطقه را دگرگون خواهد کرد.

لذا به نظر مي­رسد که اکنون ملت­هاي عرب منطقه در حال حرکت به سمت ترسيم يک خاورميانه جديد هستند که اين خاورميانه با گذشته تفاوت اساسي خواهد داشت.

خاورميانه­اي که اکنون با فرمول و معيارهاي ملت­ها در حال شکل­گيري است، قطعا در آن آمريکا، رژيم اسرائيل و ديکتاتورهاي عرب کوچکترين نقش مديريتي نخواهند داشت.