امام سجاد (علیه‌السلام) و بردگان

از تلاشهای امام (علیه‌السلام) توجه به قشری بود که بویژه از زمان خلیفه‌ی دوم به بعد و مخصوصاً در عصر امویان، مورد شدید‌ترین فشارهای اجتماعی بوده و از محرومترین طبقات جامعه‌ی اسلامی در قرون اولیه به شمار می‌رفتند. بردگان و کنیزکان از ایرانی و رومی و مصری و سودانی، متحمل سخت‌ترین کارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهای شدیدی قرار می‌گرفتند.
امام زین العابدین (علیه‌السلام) کوشید تا حیثیت اجتماعی این قشر را بالا برد. حضرت در حالیکه نیازی به بردگان نداشت، آنها را می‌خرید و آزاد می‌کرد. نقل شده امام (علیه‌السلام) قریب به صد هزار نفر را آزاد ساخت.
علامه سید محسن امین نوشته: امام سجاد در پایان هر ماه رمضان بیست نفر از آنها را آزاد می‌کرد. او همچنین نوشته است: هیچ برده‌ای را بیش از یک سال نگه نمی‌داشت و حتی پس از آزادی اموالی هم در اختیار آنها می‌گذاشت.
زمانی کنیزی ظرف آب به دست، آب روی دستان امام (علیه‌السلام) می‌ریخت. ناگهان ظرف از دست او افتاد و بر صورت امام خورد و آن را زخمی کرد. امام نگاهی به او فرمودند. کنیز گفت: «والکاظمین الغیظ» (یعنی: متقین کسانی هستند که خشم خود را فرو می‌برند). امام فرمود: خشمم را فرو نشاندم. کنیز ادامه داد: «والعافین عن الناس» (یعنی: و از مردم می‌گذرند و عفو دارند)، امام فرمود: از تو گذشتم. کنیز باز ادامه داد: «والله یحب المحسنین » (یعنی: و خداوند نیکوکاران را دوست دارد) امام فرمودند: تو را به خاطر خدا آزاد کردم.
این آیه در قرآن اشاره به بعض صفات متقین دارد و آن کنیز که در خانه‌ی وحی خادم بوده می‌داند که چه بخواند تا مشمول رحمت و عفو مولای خود قرار گیرد.