(آيه 96)- در اين آيه به سه نعمت از نعمتهاى جوّى و آسمانى اشاره شده است. نخست مى‏گويد: «خداوند شكافنده صبح است» (فالِقُ الْإِصْباحِ).

قرآن در اينجا روى مسأله صبح تكيه مى‏كند كه يكى از نعمتهاى بزرگ پروردگار است زيرا مى‏دانيم اين پديده آسمانى نتيجه وجود جوّ زمين (يعنى قشر ضخيم هوا كه دور تا دور اين كره را پوشانيده) مى‏باشد، اگر اطراف كره زمين همانند كره ماه جوّى وجود نداشت نه بين الطلوعين و فلق وجود داشت و نه سپيدى آغاز شب و شفق، اما وجود جوّ زمين و فاصله‏اى كه در ميان تاريكى شب، و روشنايى روز به هنگام طلوع و غروب آفتاب قرار دارد، انسان را تدريجا براى پذيرا شدن هر يك از اين دو پديده متضاد آماده مى‏سازد، و انتقال از نور به ظلمت و از ظلمت به نور، به صورت تدريجى و ملايم و كاملا مطبوع و قابل تحمل انجام مى‏گردد.

ولى براى اين كه تصور نشود شكافتن صبح دليل اين است كه تاريكى و ظلمت شب، چيز نامطلوب و يا مجازات و سلب نعمت است بلافاصله مى‏فرمايد: خداوند «شب را مايه آرامش قرار داد» (وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً).

اين موضوع مسلم است كه انسان در برابر نور و روشنايى تمايل به تلاش و كوشش دارد، جريان خون متوجه سطح بدن مى‏شود، و تمام سلولها آماده فعاليت مى‏گردند، و به همين دليل خواب در برابر نور چندان آرام‏بخش نيست.

ولى هر قدر محيط تاريك بوده باشد خواب عميقتر و آرام‏بخش‏تر است، زيرا در تاريكى، خون متوجه درون بدن مى‏گردد و بطور كلى سلولها در يك آرامى و استراحت فرو مى‏روند، به همين دليل در جهان طبيعت نه تنها حيوانات، بلكه گياهان نيز به هنگام تاريكى شب به خواب فرو مى‏روند و با نخستين اشعه صبحگاهان جنب و جوش و فعاليت را شروع مى‏كنند، به عكس دنياى ماشينى كه شب را تا بعد از نيمه بيدار مى‏مانند، و روز را تا مدت زيادى بعد از طلوع آفتاب در خواب فرو مى‏روند، و نشاط و سلامت خود را از دست مى‏دهند.

سپس اشاره به سومين نعمت و نشانه عظمت خود كرده، مى‏گويد: «و خورشيد و ماه را وسيله حساب در زندگى شما قرار داد» (وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً).

اين موضوع بسيار جالب توجه است كه ميليونها سال كره زمين به دور خورشيد، و ماه به دور زمين گردش مى‏كند، و اين گردش به قدرى حساب شده است كه حتى لحظه‏اى پس و پيش نمى‏شود، و اين ممكن نيست مگر در سايه يك علم و قدرت بى‏انتها كه هم طرح آن را بريزد و هم آن را دقيقا اجرا كند.

و لذا در پايان آيه مى‏گويد: «اين اندازه‏گيرى خداوندى است كه هم توانا است و هم دانا» (ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ).