غروب قبله هفتم بر عاشقانش تسلیت باد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 55

موضوع: غروب قبله هفتم بر عاشقانش تسلیت باد

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #39
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    161
    استر ایستاد، سایبان کنار رفت و چشمان مسلمانان به طلعت مبارک او روشن شد. گیسوان بافته و فروهشته او همانند گیسوان رسول الله (صلّی اللّه علیه وآله) بود، و مردم از هر طبقه‏ای حاضر و ایستاده بودند. بعضى فریاد می‏زدند، بعضی می‏گریستند و جامه چاک می‏کردند یا در خاک می‏غلطیدند یا باربند استر او را می‏بوسیدند و به سوى سایبان او گردن می‏کشیدند، تا نیمروز شد و اشکها چون جویباران روان بود. بانگ و هیاهو آرام گرفت و بعضى از ائمه و قضاه حاضر در میان جمعیت به دیگران‏ بانگ زدند ای مردم گوش فرا دهید و عترت رسول الله (صلّی اللّه علیه وآله) را نیازارید و خاموش باشید. آن گاه حضرت صلوات الله علیه، این حدیث را املا کرد و عده دواتها بالغ بر بیست و چهار هزار بود، به علاوه تعداد بسیارى قلمدان، نویسندگان اصلى حدیث ابوزرعه رازى و محمد بن اسلم طوسى رحمهم االله بودند. حضرت (علیه السّلام) فرمود: پدرم موسى بن جعفر الکاظم گفت: که پدرم جعفر بن محمد الصادق گفت: که پدرم محمد بن على الباقر گفت: که پدرم على بن حسین گفت: که پدرم حسین بن على شهید ارض کربلا گفت: که پدرم امیرالمؤمنین على بن ابى طالب شهید ارض کوفه گفت: که برادر و پسر عمم محمد رسول الله (صلّی اللّه علیه وآله) فرمود: که جبرئیل مرا گفت: که از حضرت رب العزه ـ سبحانه و تعالى ـ شنیدم که فرمود:
    کَلِمَةُ لا اِلهَ اِلَّا اللهِ حِصنى فَمَن قالَها دَخَلَ حِصنى وَ مَن دَخَلَ حِصنى اَمِنَ مِن عَذابى(بحار الانوار، ۴۹/۱۲۶) . عبارت حدیث در بعضى منابع تفاوتهائى دارد از جمله در توحید صدوق چنین است:
    فمن دخله امن من عذابی» . شیخ صدوق در توحید این حدیث را با سلسله راویان متفاوت هم نقل کرده است. در یکى از روایتهاى او آمده است که چون موکب امام به حرکت در آمد حضرت ندا در داد .
    «بِشُرُوطِها وَ اَنَا مِن شُرُوطِها» و شیخ در توضیح آن نوشته است: «از شروط آن اقرار به حضرت رضا (علیه السّلام) است به این که امامى از جانب خداوند عزوجل بر بندگان او است و اطاعت از او بر بندگان واجب است» (توحید، صدوق، ۲۵) . علامه مجلسى پس از نقل حدیث نوشته است که استاد ابوالقاسم قشیرى گفته است که چون این حدیث با این سند به اطلاع یکى از پادشاهان سامانى رسید آن را به زر نوشت و وصیت کرد که آن را همراه او دفن کنند. چون در گذشت به خواب کسى آمد و از او پرسیدند خداوند با تو چه کرد؟ گفت: خداوند به خاطر اقرار و تلفظم به لا اله الا الله و تصدیق مخلصانه‏ام به نبوت محمد رسول الله (صلّی اللّه علیه وآله) و این که این حدیث را به قصد احترام و بزرگداشت آن به زر نوشته بودم، مرا بخشید (بحار الانوار، ۴۹/۱۲۷) . این حدیث «به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهار (علیه السّلام) تا حضرت رسول (ص) به ۱۷۵
    سلسله الذهب معروف شده است»
    ویرایش توسط طاهره وحیدیان : 01-24-2012 در ساعت 01:04 AM
    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •