مشاوره
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: مشاوره

  1. #1
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    147

    مشاوره

    من و همسرم به هم علاقه فراونی داریم. و همیشه سعی کردیم تو زندگیمون بخاطر خیلی چیزا گذشت کنیم.و او هم
    همیشه ادعای عشق و دوست داشتن من رو داره و هیچوقت از این حرفش کوتاه نمیاد.

    متاسفانه همسرم بعد از سه ماه زندگی مشترک از کار بیکار شد و به صورت پاره وقت جایی مشغول شد که به سختی گذران زندگی می کردیم . ولی همشه گفتم که من به رضای خدا راضیم و توکل می کنیم تا مشکلاتمون حل بشه.

    حدودا چندماه پیش همسرم برای من و خودش گوشی هوشمندخرید و از اون به بعد ما وارد دنیای نرم افزار اندروید و ... شدیم.

    حتما با نرم افزار..... آشنایی دارید، شبکه اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن عکس و ...


    مشکل تازه از جایی شروع شد که من متوجه شدم چندوقتی همسرم نسبت به گوشیش حساس شده و موقعی که من بدون اینکه متوجه بشه گوشیش و دست می گیرم یهو مشخصا ناراحت میشد و ازم میگرفت. این رفتارش منو نگران کرد. تا اینکه چند ب موقع خوابش گوشیش و چک میکردم.


    یکبار همسرم ازم پرسید نرم افزار .... روی گوشیت داری من که قبلا برنامه مورد نظر را داشتم و چون دوستام اونجا نبودن و دیگه پاکش کرده بودم و بهش گفتم نه دیگه ندارم و پاک کردمش...


    یه شب اینترنتمون قطع شد و وقتی وصل شد 4 صبح بود قبل از اذان صبح... یه پیام تو گوشیش اومد نگاه کردم دیدم از یه خانوم ناآشنا پیام ساعت 1 شب اومده که "سلام. بیداری؟"

    من یهو دیدم و بهم ریختم.. ترسیده بودم و همون حسی که قبلش بهش خیلی اهمیت نداده بودم و ترسی که نگرانم کرده بود و حالا باهاش روبرو شدم.


    همسرم خواب بود ومیخاستم قبل اذان بیدارش کنم که برای روزه فردا آب بخوره و نماز بخونیم. بیدارش کردم و اعتراض کنان در حالیکه دلم داشت مثه سیر و سرکه میجوشید بهش گفتم این چیه و این کیه ؟


    خیلی حس بدیه... بهم گفت نمیدونم من نمیشناسم بخدا قسم خورد و تمام .... در حالی به من جواب میداد که من بیخودی بهش شک کردم و احساس میکردم همش نسبت به من این حس و داره که چقد من بهش انگار بی اعتمادم.


    دو سه روز بعد مثه قبل همسرم قبل از اینکه سحر بیدارش کنم گوشیش و یهو دیدو و اتفاقی وارد همون نرم افزار شدم. قسمتای مختلفش رفتم ؛ به دنبال همون قضیه پیام خانم ناشناس ؛ دلشوره داشتم نکنه اتفاقی افتاده من بی خبر مونده باشم.. یهو چشمتون روز بد نبینه


    چیز خیلی خیلی بدی دیدم عکسی که همسرم از خودش انداخته بود و (خدایا استغفار میکنم ببخشش ) به دنبال چت با دخترای.... اون نرم افزار و ....

    چشام سیاهی رفت... دلم یهو ریخت... قلبم داشت از جا کنده میشد... دیگه بهم ثابت شد چیز مهمی بوده که من نگرانش میشدم....



    یکی دو تاجواب به صورت تکراری براش اومده بود که فلانی تو خیلی.... هستی، من باهات چت میکنم توی .... ودر عوض شارژ میگیرم....


    بیدارش کردم و دعوای سختی بین ما اتفاق افتاد ... خیلی ناراحت و بهم ریخته شدم... دیگه دلم نمیخواس نکاش کنم اسمشو به زبون بیارم نمیخواستم یه لحظه دیگه باهاش بمونم

    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

  2. کاربر مقابل پست طاهره وحیدیان عزیز را پسندیده است:

    امیرحسین (07-23-2014)

  3. #2
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    147
    اولش حاشا کرد ولی خیلی زود همه رو قبول کرد و به اندازه ای که من خودم و میزدم و دادو فریاد میکردم چون خیلی حال بدی داشتم نمیتونستم نمیتونستم هرگز نمیتونستم ببینم همسرم این کار و کرده ولی اون پذیرفت..!!
    اون شب قراره مهمونی افطار داشتیم ... انقد بدحال بودم که نرفتم.... موهامو کنده بودم پاهام به اندازه دستام جای کبود ی و خون مردگی بود... هیچی دیگه از خدا نمیخواستم فقط جدایی و مرگ

    شب قبلش شب قدر بود... همسرم و قسم دادم به شب قدرو به مظلومیت حضرت علی به حیای خانوم فاطمه زهرا که نمیبخشمت


    اونم با من التماس میکرد که ببخش منو ..... توروخدا هرکاری میخوای بکنی بکن فقط ترکم نکن... گریه میکرد و التماس میکرد....


    میگفت من دبیشب از خدا استغفار کردم... میگفت من به گناهم پی بردم.... دلیلش و التماس میکرد بهش فرصت بدم تا جبران کنه



    میگفت: من تو این یکسال زندگیمون با اخلاق تند تو دارم هر رو ناسازگارتر میشم ...(قبول دارم که من خلقا به نسبت کم حوصله ام) ... میگفت من نمیتونم باهات درست صحبت کنم نمیتونم خواسته هامون به زبون بیارم... شخصا هم همسرم بشدت تو خانواده اشو تربیتش طوری بزرگ شده که به راحتی نمیتونه بیان احساسات کنه، برای من واقعا از زیر زبون کشیدن خیلی چیزا و حرفا و احساساتش مشکله، همیشه میگه من تو خانواده هم مشکل داشتم اونو بیان احساسات و از طرف من طور دیگه ای قلمداد میکردن، در هر صورت همسرم میگفت من نمیتونم حرفمو بزنم. بیشتر از این بابت که تو بیانشون مشکل دارم ، از طرفی هم بیان میکرد که از سوی منم گهگاه تندی دیده... ولی میگفت همه مشکل من اینه که نتونستم خواسته هامو باهات مطرح کنم.. از همون حیا ظاهری می ترسیده یا شایدم این یه خلق مردانه است که خیلی بیان نیاز نکنن که از طرف مقابلشون خواسته شون و بخواهن و مبادا رد بشه.... ولی ادعا میکرد که تو این یکسال بقدری که منو دوس داره و عاشقمه فقط چون من احساس نیازو کمبود نکنم مطابق مییل من رفتار می کرده... باید بگم که همسرم بسیار تو زمینه های احساسی تودار هست... می گفت من خیلی سختمه.... منم دیگه به زور ازش خواستم حرفاش و بزنه و این جا اتفاق بد یافتاده اگه مسبب این روابط زشت اینه که نتونستی حرفو خواسته تو بگی الان باید بگی که بیشتر از این غرق اشتباه نشیم. و اونم

    ضمنا ازم میخواست که تو دیگه ارتباط تلفنیت باهام کم شده و اس ام اس نمیدی...

    راستش منم انقدر احساس خلا میکردم و مشکلاتی در زندگی برامون پیش اومده بود دیگه حوصله ام کم شده بود و یه جورایی هم ناامید از حل مشکلات مادی عاطفی خانوادگی مسکن شغل ... همه چی تو ذهنم غیر قابل حله

    به مشکلات عاطفی دیگر کمتر توجه داشتم.
    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

  4. کاربر مقابل پست طاهره وحیدیان عزیز را پسندیده است:

    امیرحسین (07-23-2014)

  5. #3
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    147
    خلاصه اینکه همسرم ادعا کرد و التماس میکرد که فراموش کنم و بگذرم تا اون جبران کنه واز اون به بعد هر روز خیلی بیشتر ارتباط تلفنی داریم ، و ... دیگه اون برنامه ها رو هم از گوشیش پاک کرده

    ولی من هنوزم میترسم و نگرانم و البته خیلی کمتر از قبل ولی میترسم غفلت کنم روزی..


    در کل نگرانم مبادا بازم همسرم با یه احساس خلا و این همه مشکلات دوباره به سرش بزنه



    لطفا کمکم کنید من چگونه باید باشم؟؟
    ، همیشه از اینکه زیاد زنگ بزنم و حالشو کارشو بپرسم که اغلبم با بی میلی اون مواجه بودم دوس نداشتم فک کنه میخوام تحت نظر داشته باشم البته گاهی هم میگفت کها تو میخوای منو تحت نظر بگیری تو به من اعتماد نداری تو فک میکنی من با چند نفر ارتباط دارم..

    منم خیلی دلگیر بودم خیلی صبر کردم منم خیلی سرخورده شدم ولی همچین کاریتون کرد و که هرگز نمیکنم ولی نمیدونم اون چرا رفت طرف این جیزا.....


    منتظر پاسخ تون هستم.
    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

  6. کاربر مقابل پست طاهره وحیدیان عزیز را پسندیده است:

    امیرحسین (07-23-2014)

  7. #4
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    147
    پاسخ:

    سلام علیکم.دخترم نمیدونم چرا ما قبل از اینکه دچار تشتت وناهنجاری بشویم مشاوری را برای خود قرار نمیدهیم تا کار به اینجاها نکشد؛ چرا برای مشکلاتی که داریم وقت نمی گذاریم تا قبل از اینکه دچار بحران نشویم !! اما خب باز هم بموقع بداد زندگیت رسیدی.میدونی قبل از اونهمه داد و فریاد وآشوب بهترین کار آرامش داشتن واز راه منطقی حرف زدن است ؛ اینکه فکر میکنی میشود تمام کارها را بااین شیوه و روش اصلاح کرد کاملا در اشتباهی ؛ چون ممکن است برای یکی دوبار نتیجه مطلوب خودت را بگیری اما موقتی است ؛ متاسفانه جامعه بسوی ناهنجاریهای باز پیش میرود و این دغدغه ها برای اکثر خانواده ها وجود دارد ؛ بی بندوباری بیداد میکند وپایه زندگیها را متزلزل نموده است ؛ بهترین روش برای جذب همسر در کنارخودت برنامه ریزی های زکاوت مندانه ومنظم , والبته حسن خلق و محبت و مهربانی کردن است ؛ بنده نمی خواهم متد وروش زندگی را در قالبی از الفاظ برایت ردیف کنم ولی واقعا امروزه نقش تو بعنوان همسر بسیار حساس و دقیق است ؛ همیشه گفته شده مرد بنده شهوت و زن بنده محبت است ؛ واکثرا همینطور است ؛ تو باید با جلب محبت همسرت و برنامه ریزیهای روابط خانوادگی و رفت و آمدهای بیشتر با خانواده طرفین وقت آزادی برای همسرت نگذاری که او از اوقات خا لی بیشتری بهره مند شود ولاجرم بسوی معزلات تکنولوژی کشیده شود ؛ نوع رابطه عاطفی و گرم در خانواده بسیار کار ساز وموثر است ؛ بنده تماسهای مکرر در محل کار را توصیه نمیکنم ؛ بلکه سعی کن در اخلاقت تجدید نظری بکنی و هنگام رجوع همسرت به منزل با همان امکانات کمی که اکثر مردم مملکتت دچار آن هستند محیطی گرم وبانشاط و بدور از جنجال و سرکوفت و ملامت برای همسرت فراهم آوری ؛ متاسفانه مردها دلهای کوچکی دارند وبرای اینکه از مشکلات فرار کنند و کمتر دچار فکر و تشتت خاطر شوند سعی میکنند خود را جوری سرگرم کنند و دیگر به عواقب آن نمی اندیشند؛ لازم به یادآوری است که حتما برای همسرت روشن کنی که زنانی که در دنیای مجازی دل می برند معشوقه های بیشماری دارند که تورشان را برای تمامی آنهایی که پول خوبی خرجشان میکنند پهن نموده اند؛ و این یک دام کثیف است که برای آنها رسوایی داشته باشد السویه است اما برای امثال همسرت ومردانی نظیر او مایه بدنامی و برهم زدن کانون گرم خانواده است ؛ وزمانی بخود میآیند که میبینند در چه دام از پیش تعیین شده ای افتاده اند که جز پشیمانی و روحیه ای افسرده ارمغان دیگری نخواهد داشت.لذا بابرنامه ریزی های هوشمندانه اوقات فراغت او را مدیریت کن تا از انزوا وتنهایی دور شود ودچار تورهای پهن شده شیاطین انس و جن نشود.موفق و منصور باشی.
    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

  8. کاربر مقابل پست طاهره وحیدیان عزیز را پسندیده است:

    امیرحسین (07-23-2014)

  9. #5
    کاربر کانون
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    محل سکونت
    TEHRAN IRAN
    نوشته ها
    1
    می پسندم
    0
    مورد پسند : 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0
    انسان اول دلش خيانت ميكنه ممكنه دلش با شما باشه و سر گرميش با ديگري شما با مساله منطقي برخورد كنيد و زمان بدهيد تا مسايل با صبر بهتر حل ميشود عفوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد نماز بيشتر ذكر بيشتر صبر بيشتر توسل بيشتر داشته باشيد قوي باشيد و با توكل بخدا و اعتماد بنفس سعي كنيد به خودتون مسلط باشيد خداوند همه را به اندازه توانشون در معرض امتحان قرار ميدهد

  10. کاربر مقابل پست مريم عزیز را پسندیده است:

    امیرحسین (07-24-2014)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •