َ‌
شماری‌ از عقاید خواجه‌

گفتنی‌ است‌ که‌ افکار تازه‌ و عقاید اصلی‌ خواجه‌ بیشتر در کتاب‌ تجرید العقاید به‌ چشم‌ می‌خورد و خود در آغاز این‌ کتاب‌ می‌گوید: «… من‌ این‌ کتاب‌ را بر بهترین‌ روش‌ ترتیب‌ و تنظیم‌ کردم‌ و آنچه‌ را که‌ با دلیل‌ برایم‌ ثابت‌ گشته‌ و معتقد خود قرارش‌ داده‌ام‌ در این‌ کتاب‌ گنجانیده‌ام…»
-۱ گروهی‌ از متکلمان‌ و حکیمان‌ وجود و عدم‌ را تعریف‌ به‌ حد و رسم‌ کنند. متکلمان‌ گویند: موجود چیزی‌ است‌ که‌ ثابت‌العین‌ باشد و معدوم‌ آن‌ است‌ که‌ منفی‌العین‌ باشد. حکیمان‌ گویند: موجود آن‌ است‌ که‌ بتوان‌ از او خبری‌ داد و معدوم‌ آن‌ است‌ که‌ نتوان‌ از او خبر داد. خواجه‌ گوید: این‌ تعریفها همه‌ فاسد است‌ و نادرست‌ چه‌ شامل‌ دور می‌شوند زیرا «ثابت» مترادف‌ «موجود» و «منفی» مترادف‌ «معدوم» است‌ سپس‌ گوید که: مراد از تعریف‌ وجود، شرح‌ و تعریف‌ لفظ‌ است‌ و تبدیل‌ لفظی‌ به‌ لفظ‌ دیگر که‌ روشن‌تر و واضح‌تر از اولی‌ است‌ و این‌ از آن‌ روست‌ که‌ چیزی‌ شناخته‌تر و عام‌تر از وجود نیست‌ تا بتوان‌ آن‌ را وسیله‌ تحدید و تعریف‌ وجود دانست‌ و نظیر این‌ قول‌ است‌ سخن‌ حاجی‌ سبزواری‌ در اول‌ منظومه‌ حکمت:
معرف‌ الوجود شرح‌ الاسم‌/ولیس‌ بالحد ولا بالرسم‌
مفهومه‌ من‌ اعرف‌ الاشیأ/و کنهه‌ فی‌ غایة‌ الخفأ
و شیخ‌ رئیس‌ در کتاب‌ نجاة‌ گوید: «وجود جز به‌ شرح‌ اسم‌ قابل‌ تعریف‌ نیست، چه‌ او مبدأ و پایه‌ همه‌ شرحهاست، پس‌ شرحی‌ نتواند داشت، ولیکن‌ صورت‌ آن‌ – بدون‌ آنکه‌ واسطه‌ای‌ داشته‌ باشد – در ذهن‌ هست.»