2- روانشناسى مدّعيان دروغين قضاوت

در ميان مردم، با نام قاضى به داورى مى‏ نشيند، و حلّ مشكلات ديگرى را به عهده مى ‏گيرد، پس اگر مشكلى پيش آيد، با حرف‏هاى پوچ و تو خالى و رأى و نظر دروغين، آماده رفع آن مى ‏شود. سپس اظهارات پوچ خود را باور مى ‏كند، عنكبوتى را مى‏ ماند كه در شبهات و بافته‏ هاى تار خود چسبيده، نمى‏ داند كه درست حكم كرده يا بر خطاست اگر بر صواب باشد مى‏ ترسد كه خطا كرده، و اگر بر خطاست، اميد دارد كه رأى او درست باشد.
نادانى است، كه راه جهالت مى ‏پويد، كورى است كه در تاريكى گمشده خود را مى‏ جويد، از روى علم و يقين سخن نمى ‏گويد، روايات را بدون آگاهى نقل مى ‏كند، چون تند بادى كه گياهان خشك را بر باد دهد، روايات را زير و رو مى ‏كند، كه بى حاصل است. به خدا سوگند، نه راه صدور حكم مشكلات را مى‏داند، و نه براى منصب قضاوت أهليّت دارد آنچه را كه نپذيرد علم به حساب نمى‏آورد، و جز راه و رسم خويش، مذهبى را حق نمى‏ داند، اگر حكمى را نداند آن را مى‏پوشاند تا نادانى او آشكار نشود، خون بى گناهان از حكم ظالمانه او در جوشش و فرياد ميراث بر باد رفتگان بلند است. به خدا شكايت مى‏ كنم از مردمى كه در جهالت زندگى مى ‏كنند و با گمراهى مى ‏ميرند، در ميان آنها، كالايى خوارتر از قرآن نيست اگر آن را آنگونه كه بايد بخوانند، و متاعى سود آورتر و گرانبهاتر از قرآن نيست اگر آن را تحريف كنند، و در نزد آنان، چيزى زشت‏تر از معروف، و نيكوتر از منكر نمى ‏باشد.

-پایان خطبه -