(آيه 96)- اين اجر عظيم در اين آيه چنين تفسير شده: «درجات مهمى از طرف خداوند و آمرزش و رحمت او» (دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً).
و در پايان آيه مىفرمايد: اگر در اين ميان افرادى ضمن انجام وظيفه خويش مرتكب لغزشهايى شدهاند و از كرده خويش پشيمانند خدا به آنها نيز وعده آمرزش داده «زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است» (وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً).
(آيه 97)
شأن نزول:
قبل از آغاز جنگ بدر سران قريش اخطار كردند كه همه افراد ساكن مكّه كه آمادگى براى شركت در ميدان جنگ دارند، بايد براى نبرد با مسلمانان حركت كنند و هر كس مخالفت كند خانه او ويران و اموالش مصادره مىشود، به دنبال اين تهديد، عدهاى از افرادى كه ظاهرا اسلام آورده بودند ولى به خاطر علاقه شديد به خانه و زندگى و اموال خود حاضر به مهاجرت نشده بودند، نيز با بتپرستان به سوى ميدان جنگ حركت كردند، و در ميدان در صفوف مشركان ايستادند و از كمى نفرات مسلمانان به شك و ترديد افتادند و سر انجام در اين ميدان كشته شدند، آيه نازل گرديد و سرنوشت شوم آنها را شرح داد.
تفسير:
در تعقيب بحثهاى مربوط به جهاد، در اين آيه اشاره به سرنوشت شوم كسانى مىشود كه دم از اسلام مىزدند ولى برنامه مهم اسلامى يعنى «هجرت» را عملى نساختند، قرآن مىگويد: «كسانى كه فرشتگان قبض روح، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خود ستم كرده بودند، و از آنها پرسيدند (شما اگر مسلمان بوديد) پس چرا در صفوف كفار قرار داشتيد و با مسلمانان جنگيديد»؟
(إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ).
از جمله فوق استفاده مىشود كه گرفتن ارواح به دست يك فرشته معين نيست و اگر مىبينيم كه در بعضى آيات اين موضوع به ملك الموت (فرشته مرگ) نسبت داده شده از اين نظر است كه او بزرگ فرشتگان مأمور قبض ارواح است.
آنها در پاسخ به عنوان عذرخواهى مىگويند: «ما در محيط خود تحت فشار بوديم و به همين جهت توانايى بر اجراى فرمان خدا نداشتيم» (قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ).
اما اين اعتذار از آنان پذيرفته نمىشود و به زودى «از فرشتگان خدا پاسخ مىشنوند كه: مگر سرزمين پروردگار وسيع و پهناور نبود كه مهاجرت كنيد و خود را از آن محيط آلوده و خفقان بار برهانيد»! (قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها).
و در پايان به سرنوشت آنان اشاره كرده، مىفرمايد: «اين گونه اشخاص) كه با عذرهاى واهى و مصلحت انديشىهاى شخصى شانه از زير بار هجرت خالى كردند و زندگى در محيط آلوده و خفقانبار را بر آن ترجيح دادند) جايگاهشان دوزخ و بد سر انجامى دارند» (فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً).



