بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)- پناه مىبرم به پروردگار سپيده دم! در نخستين آيه به شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان يك الگو و پيشوا چنين دستور مىدهد: «بگو: پناه مىبرم به پروردگار سپيده صبح» كه دل سياهى شب را مىشكافد (قل اعوذ برب الفلق).
(آيه 2)- «از شر تمام آنچه آفريده است» (من شر ما خلق).
از شرّ همه موجودات شرور، انسانهاى شرور، جن و حيوانات و حوادث و پيشامدهاى شرّ و از شرّ نفس اماره.
«فلق» در اصل به معنى شكافتن چيزى و جدا كردن بعضى از بعضى ديگر است، و از آنجا كه به هنگام دميدن سپيده صبح پرده سياه شب مىشكافد، اين واژه به معنى طلوع صبح، به كار رفته، بعضى آن را به معنى همه مواليد و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حيوان و گياه مىدانند، چرا كه تولد اين موجودات كه با شكافتن دانه و تخم و مانند آن صورت مىگيرد از عجيبترين مراحل وجود آنهاست.
و بعضى نيز مفهوم «فلق» را از اين هم گستردهتر گرفتهاند، و آن را به هرگونه آفرينش و خلقت اطلاق كردهاند، چرا كه با آفرينش هر موجود پرده عدم شكافته مىشود و نور وجود آشكار مىگردد.
هر يك از اين معانى سه گانه (طلوع صبح- تولد موجودات زنده- آفرينش هر موجود) پديدهاى است عجيب كه دليل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است، و توصيف خداوند به اين وصف داراى مفهوم و محتواى عميقى است.
تعبير به «من شر ما خلق» مفهومش اين نيست كه آفرينش الهى در ذات خود شرى دارد، چرا كه آفرينش همان ايجاد است، و ايجاد و وجود خير محض است، قرآن مىگويد: «همان خدائى كه هر چه را آفريد نيكو آفريد» (الم سجده/ 7).
بلكه شرّ هنگامى پيدا مىشود كه مخلوقات از قوانين آفرينش منحرف شوند و از مسير تعيين شده جدا گردند، فى المثل نيش و دندان برّنده حيوانات يك حربه دفاعى براى آنهاست كه در برابر دشمنانشان به كار مىبرند همانند سلاحى كه ما در مقابل دشمن از آن استفاده مىكنيم، اگر اين سلاح به مورد به كار رود خير است، اما اگر نا به جا و در برابر دوست مصرف گردد شرّ است.
وانگهى بسيارى از امور است كه ما در ظاهر آنها را شر حساب مىكنيم ولى در باطن خير است مانند حوادث و بلاهاى بيدارگر و هشدار دهنده كه انسان را از خواب غفلت بيدار ساخته و متوجه خدا مىكند اينها مسلما شرّ نيست.





