(آيه 7)- «آتشى كه از دلها سر مىزند» و نخستين جرقههايش در قلوب ظاهر مىشود! (التى تطلع على الافئدة).
يعنى خداوند، اين مغروران خود خواه برتربين را در آن روز به صورت موجوداتى ذليل و بىارزش در آتش دوزخ پرتاب مىكند، تا نتيجه كبر و غرور خود را ببينند.
عجب اين كه اين آتش برخلاف تمام آتشهاى دنيا اول بر دلها شراره مىزند، و درون را مىسوزاند، نخست قلب را، و بعد مغز و استخوان را، و سپس به خارج سرايت مىكند.
چرا چنين نباشد؟ در حالى كه قلبهاى آنها كانون كفر و كبر و غرور بود و مركز حب دنيا و ثروت و مال.
آرى! آنها دل مؤمنان را در اين دنيا با سخريهها و عيبجوئى و غيبت و تحقير سوزاندند، عدالت الهى ايجاب مىكند كه آنها كيفرى همانند اعمالشان را ببينند.
(آيه 8)- در آخرين آيات اين سوره مىفرمايد: «اين آتش بر آنها فرو بسته شده»! (انها عليهم مؤصدة).
در حقيقت همانگونه كه آنها اموال خود را در گاو صندوقها و مخازن در بسته نگاه مىداشتند خداوند هم آنها را در عذاب در بسته دوزخ كه راه خلاص و نجاتى از آن نيست زندانى مىكند.
(آيه 9)- و سر انجام مىگويد: «در ستونهاى كشيده و طولانى» قرار خواهند داشت (فى عمد ممددة).
جمعى از مفسران اين تعبير را اشاره به ميخهاى عظيم آهنين دانستهاند كه درهاى جهنم محكم با آن بسته مىشود، به گونهاى كه راه خروج مطلقا از آن وجود ندارد، و بنابر اين تأكيدى است بر آيه قبل كه مىگويد: درهاى جهنّم را بر آنها مىبندند و از هر طرف محصورند.
«پايان سوره همزه»





