(آيه 3)- در اين آيه مىافزايد: اين انسان زر اندوز و مال پرست «گمان مىكند اموالش او را جاودانه مىسازد» (يحسب ان ماله اخلده).
چه پندار غلط و خيال خامى؟ اموالى كه آنقدر در اختيار قارون بود كه كليد گنجهايش را چندين مرد زورمند به زحمت بر مىداشت، ولى به هنگام حمله عذاب الهى نتوانستند مرگ او را ساعتى به تأخير اندازند، و خداوند او و گنجهايش را در يك لحظه با يك زمين لرزه مختصر در زمين فرو برد (قصص/ 81).
اموالى كه نمونه كاملش در دست فراعنه مصر بود، همانگونه كه قرآن مىفرمايد: «چه بسيار باغها و چشمهها از خود به جاى گذاشتند و زراعتها و قصرهاى جالب و گران قيمت و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن متنعم بودند» (دخان/ 25 تا 27) ولى همه اينها به آسانى در عرض ساعتى به ديگران رسيد (دخان/ 28).
و لذا در قيامت كه پردهها كنار مىرود آنها به اشتباه بزرگشان پى مىبرند و فريادشان بلند مىشود: «مال و ثروتم هرگز مرا بىنياز نكرد، قدرت من نيز از دست رفت». (حاقه/ 28 و 29) از اين بيان روشن شد كه پندار جاودانگى به وسيله مال دليلى براى جمع مال، و جمع مال نيز عاملى براى استهزاء و سخريه ديگران در نظر اين كوردلان محسوب مىشود.
(آيه 4)- قرآن در پاسخ اين گروه مىفرمايد: «چنين نيست» كه مىپندارد (كلا).
«به زودى در حطمه [- آتشى خردكننده] پرتاب مىشود»! (لينبذن فى الحطمة).
(آيه 5)- «و تو چه مىدانى حطمه چيست»؟! (و ما ادراك ما الحطمة).
(آيه 6)- «آتش برافروخته الهى است» (نار الله الموقدة).





