(آيه 10)- «به زودى او را در مسير دشوارى قرار مىدهيم» (فسنيسره للعسرى).
«بخل» در اينجا نقطه مقابل «اعطا» است كه در گروه اول (گروه سخاوتمندان سعادتمند) بيان شد، «و استغنى» (بىنيازى بطلبد) بهانهاى است براى بخل ورزيدن، و وسيلهاى است براى ثروت اندوختن.
اصولا براى اين بخيلان بىايمان انجام اعمال نيك و مخصوصا انفاق در راه خدا كار سخت و دشوارى است. در حالى كه براى گروه اول نشاطآور و روح افزاست.
(آيه 11)- و در اين آيه به اين بخيلان كوردل هشدار داده، مىفرمايد: «و در آن هنگام كه (در جهنّم) سقوط مىكند اموالش به حال او سودى نخواهد داشت» (و ما يغنى عنه ماله اذا تردى). نه مىتواند اين اموال را با خود از اين دنيا ببرد، و نه اگر ببرد مانع سقوط او در آتش دوزخ خواهد شد.
(آيه 12)- در تعقيب آيات گذشته كه مردم را به دو گروه مؤمن سخاوتمند و گروه بىايمان بخيل تقسيم كرده، و سرنوشت هر كدام را بيان مىنمود در اينجا به سراغ اين مطلب مىرود كه كار ما هدايت است نه اجبار و الزام، اين وظيفه شماست كه تصميم بگيريد و مرد راه باشيد، به علاوه پيمودن اين راه به سود خود شماست، و ما هيچ نيازى به آن نداريم.
مىفرمايد: «به يقين هدايت كردن بر ما است» (ان علينا للهدى).
چه هدايت از طريق تكوين (فطرت و عقل) و چه از طريق تشريع (كتاب و سنّت) ما آنچه در اين زمينه لازم بوده گفتهايم و حق آن را ادا كردهايم.
(آيه 13)- «و آخرت و دنيا از آن ما است» (و ان لنا للآخرة و الاولى).
هيچ نيازى به ايمان و اطاعت شما نداريم، نه اطاعت شما به ما سودى مىرساند، و نه معصيت شما زيانى، و تمام اين برنامهها به سود شما و براى خود شماست.
(آيه 14)- و از آنجا كه يكى از شعب هدايت هشدار و انذار است در اين آيه، مىافزايد: «من شما را از آتشى كه زبانه مىكشد بيم مىدهم»! (فانذرتكم نارا تلظى).





