(آيه 4)- مؤمنان در برابر كورههاى آدم سوزى! قرآن بعد از اين سوگندها مىفرمايد: «مرگ بر شكنجهگران صاحب گودال» آتش (قتل اصحاب الاخدود).
(آيه 5)- «آتشى عظيم و شعلهور» (النار ذات الوقود).
(آيه 6)- «هنگامى كه در كنار آن نشسته بودند» (اذ هم عليها قعود).
(آيه 7)- «و آنچه را با مؤمنان انجام مىدادند (با خونسردى و قساوت) تماشا مىكردند»! (و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود).
اين گروه شكنجهگر خندقهاى بزرگى از آتش فراهم ساخته بودند، و مؤمنان را وادار مىكردند كه دست از ايمان خود بردارند، هنگامى كه با مقاومت آنان رو به رو مىشدند آنها را در اين كورههاى آدم سوزى انداخته، به آتش مىكشيدند!
(آيه 8)- سپس مىافزايد: «آنها (شكنجهگران) هيچ ايرادى بر مؤمنان نداشتند جز اين كه به خداوند عزيز و حميد ايمان آورده بودند»؟! (و ما نقموا منهم الا ان يؤمنوا بالله العزيز الحميد).
تعبير به «عزيز» (قدرتمند شكست ناپذير) و «حميد» (شايسته هرگونه ستايش و داراى هرگونه كمال) در حقيقت پاسخى است به جنايتهاى آنها، و دليلى است بر ضد آنان، يعنى مگر ايمان به چنين خدائى جرم و گناه است؟! در ضمن تهديد و هشدارى نيز به اين شكنجهگران در طول تاريخ محسوب مىشود كه خداوند عزيز و حميد در كمين آنهاست.





