بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)- سوگند به روز قيامت و وجدان ملامتگر؟
اين سوره با دو سوگند پر معنى آغاز شده، مىفرمايد: «سوگند به روز قيامت» (لا اقسم بيوم القيامة).
(آيه 2)- «و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بيدار و ملامتگر» (و لا اقسم بالنفس اللوامة). كه رستاخيز حق است و همه شما در قيامت برانگيخته مىشويد و به سزاى اعمالتان مىرسيد! در مورد رابطه اين دو سوگند با هم بايد بگوييم: حقيقت اين است كه يكى از دلائل وجود «معاد» وجود «محكمه وجدان» در درون جان انسان است كه به هنگام انجام كار نيك روح آدمى را مملو از شادى و نشاط مىكند، و از اين طريق به او پاداش مىدهد، و به هنگام انجام كار زشت يا ارتكاب جنايت روح او را سخت در فشار قرار داده و مجازات و شكنجه مىكند، به حدى كه گاه براى نجات از عذاب وجدان اقدام به خودكشى مىكند.
وقتى «عالم صغير» يعنى وجود انسان در دل خود محكمه و دادگاه كوچكى دارد، چگونه «عالم كبير» با آن عظمتش محكمه عدل عظيمى نخواهد داشت؟
و از اينجاست كه ما از وجود «وجدان اخلاقى» پى به وجود «رستاخيز و قيامت» مىبريم و نيز از همين جا رابطه جالب اين دو سوگند روشن مىشود، و به تعبير ديگر سوگند دوم دليلى است بر سوگند اول.
(آيه 3)- سپس در اين آيه به عنوان يك استفهام انكارى مىافزايد: «آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد»؟ (ا يحسب الانسان الن نجمع عظامه).
(آيه 4)- «آرى! قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم» (بلى قادرين على ان نسوى بنانه).
اين تعبير مىتواند اشاره لطيفى به خطوط سر انگشت انسانها باشد كه مىگويند كمتر انسانى در روى زمين پيدا مىشود كه خطوط سر انگشت او با ديگرى يكسان باشد.





