روشن است كه ذكر بيمارى، و مسافرتهاى ضرورى، و جهاد فى سبيل اللّه، به عنوان سه مثال براى عذرهاى موجه است، ولى منحصر به اينها نيست، منظور اين است چون خداوند مىداند شما گرفتار مشكلات مختلف زندگى در روز خواهيد شد، و اين مانع تداوم آن برنامه سنگين است، به شما تخفيف داده است.
در حقيقت در آغاز اسلام به خاطر وجود شرائطى اين تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده، و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حكم تخفيف داده شده، و به صورت يك حكم استحبابى آن هم به مقدار ميسور در آمده است.
البته مهم خوب خواندن و تدبّر و انديشه در آن است. لذا امام علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام مىفرمايد: «آن مقدار بخوانيد كه در آن خشوع قلب و صفاى باطن و نشاط روحانى و معنوى باشد».
سپس به چهار دستور ديگر در پايان آيه اشاره كرده، و برنامه خودسازى ارائه شده را به اين وسيله تكميل مىكند، مىفرمايد: «و نماز را بر پا داريد، و زكات را بپردازيد و به خدا قرض الحسنه دهيد [- در راه او انفاق نماييد] و (بدانيد) آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مىفرستيد نزد خداوند به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت» (و اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله هو خيرا و اعظم اجرا).
«و از خداوند آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است» (و استغفروا الله ان الله غفور رحيم).
منظور از «نماز» در اينجا نمازهاى واجب پنجگانه و منظور از «زكات» زكات واجب است، منظور از دادن «قرض الحسنه» به خداوند همان انفاقهاى مستحبى است، و اين بزرگوارانهترين تعبيرى است كه در اين زمينه تصور مىشود، چرا كه مالك تمام ملكها، از كسى كه مطلقا چيزى از خود ندارد قرض مىطلبد، تا از اين طريق او را تشويق به انفاق و ايثار و كسب فضيلت اين عمل خير كند، و از اين طريق تربيت شود و تكامل يابد.
ذكر «استغفار» در پايان اين دستورات ممكن است اشاره به اين باشد كه مبادا با انجام اين طاعات خود را انسان كاملى بدانيد و به اصطلاح طلبكار تصور كنيد، بلكه همواره بايد خود را مقصر بشمريد، و عذر به درگاه خدا آوريد، «ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه به جا آورد».
«پايان سوره مزّمّل»





