RE: نذر کرده بود حورالعین را ببوسد
این ختم انعام یک چیزی است در زنها و مردها راه افتاده پایش به هیچ جا بند نیست. سورهی انعام سورهی قرآن است، اما سورهی انعام و سورهی اعراف فرقی ندارد. هیچ فرقی ندارد. من تحقیق کردم. همینطور یک مرتبه، آنوقت چه ختم انعامهایی، چه دیگهای شله زردی، چه آش رشتههایی، میخورند و آروغ میزنند، بعد هم سورهی انعام میخوانند. بعد هم این برنامه پایش به کجا بند است؟ این همه اسلام شناس است. الو سلام علیکم! این ختم انعام پایش به کجا بند است؟
همینطور اینقدر جلسههایی هست که پایش به هیچ جا بند نیست. نذرهایی که پایش به جایی بند نیست. چند وقت پیش یک کسی گفت: من نذر کردم حورالعین را ببوسم. گفتم: غلط کردی. حورالعین دست تو نیست که ببوسی. تو باید نذر کنی چیزهایی که در اختیار تو است. مثل اینکه نذر کنی اسب ابالفضل را نعل بزنی. حالا مثلاً اسب ابالفضل هست که شما نعل بزنی؟ یک نذرهایی میکنند که ... نذر کردند گوسفند بکشند. ببینم خانم با پول کی؟ پول داری نذر کن، با پول شوهرت! شوهرت باید نذر کند. این پول شوهرش را میگیرد، نذر میکند. مثل آقایی که ماه رجب میخواست دعا بخواند، ریش نداشت که چنین کند. ریش بغلی را گرفت و چنین کرد. (خنده حضار) این... شما با پول شوهرت که نمیتوانی نذر کنی. البته حالا زن و شوهر یکی هستند. ولی خوب گاهی هم مرد یک مشکلاتی دارد و آمادگی ندارد که حالا مبلغی برای گوسفند بدهد.
-پایان-