این مسأله هم دو جواب دارد. یک جوابش این است که قانون اساسی پیش‌بینی کرده است که هر طور باشد رئیس‌جمهور قبلی کمی از رانتش استفاده می‌کند. به همین دلیل گفته است که دو دوره بیشتر نشود رئیس‌جمهور بماند. چون وقتی ایشان یک بار بوده، بار دوم خیلی راحت می‌تواند رأیی را به دست بیاورد. اگر بار سوم برسد، کاملاً اوضاع را مسلط هست، لذا قانون اساسی منع کرده؛ حتی اگر آدم خوبی باشد، آدم کارآمد و متدین هم باشد. نکته‌ی دوم اینکه اگر کسی به این سوءاستفاده‌های پیش از انتخابات اشکال داشته باشد، باید قبل از انتخابات استعفا بدهد و بگوید که چون شرایط مساعد نیست، من در این انتخابات شرکت نمی‌کنم. روال در دنیا این هست. در سیستم‌های سیاسی، خیلی جاها، احزابی می‌گویند که بله، چون حزب حاکم آمده است مثلاً روزنامه‌ها را تعطیل کرده و فضا آزاد نیست، ما انتخابات را بایکوت می‌کنیم و شرکت نمی‌کنند. به آقای موسوی گفتم شما اگر این حرف‌ها را می‌خواستی بزنی، آن موقع باید از انتخابات انصراف می‌دادی و می‌گفتی که من به این دلیل شرکت نمی‌کنم. وقتی قبول کردی شرکت کنی، معلوم می‌شود که این فرصت‌ها و یا تخلفات را در حدی نمی‌بینی که خدشه‌ای به اصل انتخابات بزند، والّا وارد نمی‌شدی. وقتی وارد شدی، باید حرف‌هایی در چارچوب ایراد به صندوق و روز ر‌أی‌گیری بزنید. البته تأکید کردم اگر مستندی داری ارائه کن.

البته صحبتم نرم و غیر تهاجمی بود. خیلی آرام و خیلی دوستانه. ایشان هم گوش کرد، خیلی از جاها هم تأیید می‌کرد و قبول داشت که این مقدار تقلب نشده است. خلاصه با خوشی از هم جدا شدیم و خیلی خوشحال بودم که توانستم کاری بکنم. اما شب آمدم و دیدم که ایشان یک اطلاعیه تندتر از قبلی‌ها منتشر کرد. بعد به بچه‌هایم گفتم: من بوی بدی استشمام می‌کنم و آن این است که ایشان را بعضی‌ها مدیریت می‌کنند. سوار شده‌اند روی این موج و دارند ایشان را به سمت ضدانقلاب می‌برند.»