یکى از فوائد مسابقه این است دیگر. در مسابقه چون یک رقیب بغل دست انسان هست، آدم کمبود خودش را میفهمد؛ والّا وقتى خود انسان به‌تنهائى دارد میدود، یک وقت لازم بداند، مثلاً مى‌ایستد و چند تا سرفه و عطسه‌اى هم میکند؛ دیگر نمیداند که همین کار چقدر انسان را عقب مى‌اندازد.

وقتى یک نفر بغل دست انسان هست که همان دو ثانیه، پنج ثانیه را هم توقف نکرده، آدم مى‌بیند که عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى کارى ما، ثانیه‌ها و دقایق و ساعات، عقب‌افتادگى وجود دارد؛ اینها را باید ببینیم تا به فکر جبران بیفتیم.

اگر نتوانیم جبران کنیم، لااقل پیش خداى متعال اقرار کنیم؛ «و ان کان قددنا اجلى و لم یدننى منک عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب الیک وسیلتى».(1) یکى از راه‌هاى تقرب به پروردگار، همین است: اقرار به ذنب و اقرار به کوتاهى‌ها و عقب‌ماندگى‌ها و نقصها و تاریکى‌هائى که در وجود خودمان هست. به این مسئله توجه کنیم. همه‌ى اینها با توفیقات الهى امکان‌پذیر است.