حضرت موسى هم بدون فاصله، بعد از خواندن عقد، شروع به كار براى حضرت شعیب كرد و شعیب نیز مسكن و خوراك داماد و عروس را تأمین مى كرد؛ یعنى مهریه، دست مایه شروع زندگى شد. این، فلسفه مهریه است.

مهریه اى كه در زمان ما مرسوم است، اصلاً مهریه نیست؛ یك نوع ضمانت است كه داماد دختر را طلاق ندهد؛ یعنى عاقبت اندیشى جهت بعد از طلاق یا جلوگیرى از طلاق است.

حال با توجه به فلسفه مهریه، مقدار آن در زمان هاى مختلف، متفاوت مى شود. در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله كه مهریه حضرت زهراعلیها السلام پانصد درهم بود، اگر تاریخ را كنكاش كنیم، خواهیم فهمید كه قیمت یك گوسفند خوب، دو درهم بود؛ یعنى با آن مهریه، مى شد 250 گوسفند خرید. البته قبول داریم كه نمى شود ارزش پول این زمان و آن زمان را با مقایسه یك نوع كالا، مشخص كرد؛ ولى به طور تقریبى مى شود حدس زد.

در نتیجه قیمت 250 گوسفند بیش از 30 میلیون تومان مى شود؛ در حالى كه اگر به درهم بخواهیم حساب كنیم، هر درهم نقره در زمان ما، اگر هزار تومان باشد، مهرالسنه پانصدهزار تومان مى شود كه مبلغ معقولى براى این زمان نیست، اجرت یك چوپان نیز در زمان ما اگر سیصد هزار تومان در ماه باشد هشت سال، یعنى 96 ماه، مبلغى معادل 28 میلیون و هشتصدهزار تومان مى شود.بنابراین، مهریه متعادل در زمان ما بین بیست تا چهل میلیون تومان مى تواند متغیر باشد. حال دامادى كه این مقدار پول نقد ندارد، پدر زن مى تواند با او شرط كند كه هر زمان كه مالك خانه اى شد، مقدارى از خانه اش را به نام دختر و عروس نماید یا داماد بگوید كه توقع جهاز سنگین را ندارد.

به عقیده ما با این بیان، هم مصلحت دختر و خانواده او رعایت مى شود و هم مصلحت پسر. ما معتقدیم كه مهریه هاى بسیار سنگین، مانند هزار سكه طلا، از نظر شرع و عرف، ناكارآمد مى باشند و مهریه هاى بسیار سبك، مانند یك شاخه نبات نیز هیچ توجیه عرفى و شرعى ندارند.